9 دقیقه مطالعه
10
اهمیت نخستین ظهور قهرمان در آثار جنگی و سینمای مقاومت/ کاش گره داستانی «جانشین» دیر باز می شد!
در سومین شب از «شبهای منتقدان و پژوهشگران» نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت آثار نمایشداده شده در قالبهای مختلف در روز سوم جشنواره بررسی شد.
#جشنواره فیلم مقاومت#هنر مقاومت#گفتمان مقاومت#سینما#بنیاد فرهنگی روایت فتح#جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت#خلیج فارس#سلسله کارگاههای آموزشی#آرشیو

به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم مقاومت به نقل از خبرگزاری آنا، در سومین شب از «شبهای منتقدان و پژوهشگران» نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، آثار پخششده در روز سوم این رویداد سینمایی در پردیس سینمایی ملت مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
هر نوبت از این رویداد که به آثار بهنمایشدرآمده در همان روز میپردازد، ۹۰ دقیقه خواهد بود و به سه بخش ۳۰ دقیقهای شامل «فیلم و انیمیشن بلند»، «فیلم و انیمیشن کوتاه» و «مستند» تقسیم میشود.
در این نشست، سعید نجاتی، مهدی انصاری و امیرحسین بهروز در جایگاه منتقد به ترتیب آثار فیلم کوتاه، مستند و فیلم بلند جشنواره را مورد نقد و بررسی قرار دادند. اجرای این نشستها به عهده حسام فروتن مجری و کارشناس برنامههای سینمایی تلویزیون است.
تعلیق ناتمام در «جانشین»؛ وقتی گره داستان زودتر از موعد باز میشود
امیرحسین بهروز در نقد فیلم «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی که در این روز در پردیس سینمایی ملت نمایش داده شد با اشاره به رابطه میان شخصیت شهید حسین املاکی، ناصر و شخصیت رزمنده اطلاعاتی با بازی امیر آقایی گفت: فیلم تلاش میکند درام خود را از مواجهه و کنش متقابل شخصیتها شکل دهد. در این الگوی روایی، مسئله صرفاً پیشبرد یک عملیات یا ایجاد موقعیتهای محرک بیرونی نیست، بلکه روابط میان آدمها و چالشهایی که از دل این روابط شکل میگیرد، موتور پیشبرنده داستان است. ناصر و حسین املاکی با یکدیگر رفاقت دارند و در مقابل، شخصیت امیر آقایی نسبت به ناصر دچار تردید است. به این ترتیب، نوعی مثلث شخصیتی و تعارض میان اعتماد، رفاقت و سوءظن شکل میگیرد که فیلم میکوشد درام خود را بر پایه آن بنا کند.
این منتقد افزود: استفاده فیلم از نماهای نقطهنظر و تأکید بر زاویه دید شخصیتها، در راستای شخصیتمحور بودن اثر است. فیلم تا حدود زیادی در ساخت درام از طریق کنش و واکنش شخصیتها موفق است و همین ویژگی میتواند آن را به اثری متوسط رو به بالا تبدیل کند. با این حال، ایراد اصلی در این بخش به نحوه حلوفصل زودهنگام مسئله جاسوسی شخصیت «ناصر» بازمیگشت. موضوع جاسوسی ناصر ظرفیت ایجاد تعلیق بیشتری داشت و میتوانست مخاطب را در موقعیت تردید و انتظار نگه دارد؛ حتی در زمانی که شخصیتها برای اجرای عملیات آماده میشوند. اما فیلم این مسئله را نسبتاً زود حل میکند و پس از ایجاد تعلیق، بهسرعت آن را کنار میگذارد تا به سراغ عملیات اصلی برود.
بهروز گفت: اگر فیلم در باز کردن این گره داستانی تأخیر بیشتری ایجاد میکرد، امکان درگیری بیشتر مخاطب با سرنوشت شخصیتها فراهم میشد. بهویژه آنکه رابطه میان ناصر و حسین املاکی و تردیدهای شکلگرفته درباره او، ظرفیت آن را داشت که به یکی از محورهای پرکشش درام تبدیل شود.
افتتاحیه و نخستین ظهور؛ فرصتی برای معرفی جهان فیلم و قهرمان
بخش مهم دیگری از نشست به موضوع افتتاحیه و نخستین حضور شخصیت در فیلم یا همان «ظهور» اختصاص داشت. در این بخش، سعید نجاتی با اشاره به اصطلاح «براکتینگ» در طراحی فیلم، توضیح داد که آغاز و پایان یک اثر میتوانند همچون دو نقطه مکمل، ساختار و جهان فیلم را برای مخاطب روشن کنند.
او با اشاره به تمرینهای آموزشی در حوزه فیلمنامه و کارگردانی گفت: یکی از تمرینهایی که از طرف اساتید ما در دوران تحصیل بر ان تأکید می شد بررسی دو دقیقه ابتدایی و دو دقیقه پایانی فیلمها بوده است؛ تمرینی که به کمک آن میتوان دریافت فیلمساز چگونه از ابتدا جهان اثر را معرفی میکند و در پایان چه نسبتی میان آغاز و فرجام روایت برقرار میسازد.
وی گفت: «نخستین ظهور» یا نخستین معرفی شخصیت در فیلم بسیار مهم است؛ لحظهای که فیلمساز تصمیم میگیرد مخاطب برای نخستین بار با یک شخصیت آشنا شود. این لحظه میتواند در شکلگیری ذهنیت مخاطب درباره شخصیت و ماندگاری او نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
نجاتی برای برای توضیح این موضوع، به دو فیلم «لورنس عربستان» و «بوچ کسیدی و ساندنس کید» اشاره کرد و افزود: در فیلم « لورنس عربستان» مخاطب ابتدا با تصویری دور از یک شخصیت مواجه میشود که در بیابان بهتدریج به قاب نزدیک میشود. فیلم با استفاده از لنز بلند و تغییر تدریجی اندازه تصویر، ورود شخصیت را به یک لحظه تأثیرگذار تبدیل میکند. در این صحنه، ابتدا عمر شریف از دور دیده میشود و نخستین حضور او در فیلم، بهجای معرفی مستقیم و شتابزده، در قالب یک طراحی تصویری تدریجی شکل میگیرد.
وی گفت: نمونه دیگر، فیلم «بوچ کسیدی و ساندنس کید» است که در آن معرفی شخصیتها از طریق پیشبرد موقعیت و کنشهای آنها در فیلمنامه انجام میشود. در ابتدای فیلم، مخاطب با دو شخصیت حاضر در یک کافه مواجه میشود، بیآنکه بلافاصله اطلاعات کاملی درباره هویت آنها دریافت کند. دوربین با حفظ تمرکز بر یکی از شخصیتها و استفاده از میزانسن، بهتدریج رابطه میان افراد و ویژگیهای شخصیتی آنها را آشکار میکند.
این مدرس سینما افزود: چنین نمونههایی نشان میدهند که نخستین ظهور یک شخصیت لزوماً به معنای ورود نمایشی او از پشت صندلی یا بیرون آمدن از تاریکی و مه نیست؛ گاهی فیلمنامه و طراحی میزانسن میتوانند بدون معرفی مستقیم، شخصیت را به شکلی ماندگار در ذهن مخاطب ثبت کنند.
«جانشین» و فرصتی که برای معرفی جایگاه قهرمان از دست رفت
در ادامه این بحث، نجاتی بر افتتاحیه فیلم «جانشین» از منظر نحوه معرفی حسین املاکی تأکید کرد.
این منتقد با اشاره به سکانس ابتدایی و فضای مهگرفته کردستان عراق و حضور یک افسر بعثی، طراحی کلی صحنه را قابل توجه دانست، اما معتقد بود فیلم میتوانست از این موقعیت برای معرفی مؤثرتر جایگاه و ویژگیهای قهرمان استفاده کند.
نجاتی افزود: اگر پیش از صحنه مواجهه حسین املاکی با افسر عراقی، جایگاه فرماندهی وی بهدرستی معرفی میشد، چنین اقدامی میتوانست شجاعت، روحیه و ویژگیهای شخصیتی او را بدون نیاز به توضیح مستقیم شخصیت های دیگر آشکار کند.
این منتقد سینما گفت: معرفی جایگاه و موقعیت فرمانده، میتواند معنای کنشهای او را برای مخاطب تغییر دهد. از نظر او، «جانشین» در طراحی افتتاحیه و تلاش برای معرفی قهرمان، انتخاب قابل توجهی داشته است، اما میتوانست از ظرفیت همین موقعیت برای تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب استفاده کند.
نقد «شاهد ۱۳۶»؛ سوژه جذاب در قالبی کمرمق
در بخش دیگری از نشست، مهدی انصاری در نقد مستند «شاهد 136» که در روز سوم جشنواره به نمایش در آمد نیز گفت: این اثر با وجود تأکید بر جذابیت موضوع و ظرفیت شخصیت محوری مستند، از شیوه اجرای آن انتقاد کرد. به گفته او، فیلم بیش از اندازه بر نریشن تکیه دارد و تصاویر در بسیاری از بخشها صرفاً در همراهی با صدای راوی به نمایش درمیآیند؛ به همین دلیل، اثر بیشتر به یک پادکست تصویری شباهت پیدا کرده است تا مستندی که از ظرفیتهای سینمایی برای روایت موضوع خود استفاده میکند.
او با اشاره به شخصیت فرمانده نیروی هوافضای سپاه که در مستند حضور دارد، این سوژه را از نظر ویژگیهای شخصیتی و اتفاقات مرتبط با آن بسیار جذاب دانست و معتقد بود مصاحبههای انجامشده نیز ظرفیت مناسبی برای شکلگیری یک روایت تأثیرگذار دارند. با این حال استفاده مکرر از جملات کلیشهای در معرفی زندگی شخصیت، مانند اشاره به تولد او در خانوادهای مذهبی، همراه با موسیقی پسزمینه و تصاویر مرتبط، نتوانسته است جذابیت واقعی سوژه را به مخاطب منتقل کند.
این منتقد در ادامه بر اهمیت حرفهایگری در مستندسازی تأکید کرد و گفت: دسترسی آسانتر به دوربین و تجهیزات تصویربرداری، هرچند امکان تولید مستند را برای افراد بیشتری فراهم کرده است، اما نباید به کاهش استانداردهای حرفهای در این حوزه منجر شود. به اعتقاد او، مستند نیز همچون فیلم داستانی نیازمند طراحی، انتخاب شیوه روایت و توجه به ساختار تصویری است و تولید آثار کمکیفیت میتواند به اعتماد مخاطب به سینمای مستند آسیب بزند.
«برای وطن»؛ مستند واکنش سریع برای ثبت یک واقعه
در مقابل نقد «شاهد ۱۳۶»، مستند «برای وطن» بهعنوان نمونهای از مستندهای واکنش سریع مورد توجه قرار گرفت. انصاری با اشاره به شرایط جنگ ۴۰ روزه توضیح داد که پس از انتشار ادعایی از سوی یک خبرنگار ترکیهای مبنی بر فرار مردم ایران از کشور در جریان جنگ، گروهی از مستندسازان به مرز ایران و ترکیه رفتند تا وضعیت واقعی را ثبت کنند. در این مستند، افرادی که از ترکیه به ایران بازمیگشتند، مورد گفتوگو قرار گرفتند و از آنها درباره علت بازگشت به کشور در شرایط جنگی سؤال شد. به گفته منتقد، بخشهایی از این گفتوگوها در فضای مجازی نیز بازتاب گستردهای پیدا کرد و توانست حس وطندوستی و تعلق مردم به سرزمین خود را به تصویر بکشد.
وی با اشاره به محدود بودن امکانات تولید این اثر و سرعت عمل گروه سازنده، عنوان کرد: همه مستندها را نباید با یک معیار واحد ارزیابی کرد. برخی مستندها برای ثبت یک واقعه و واکنش سریع به یک اتفاق اجتماعی یا سیاسی ساخته میشوند و ضرورت دارد در کوتاهترین زمان ممکن، تصویری از واقعیت ارائه دهند. در چنین آثاری ممکن است گروه تولید کوچک باشد و امکانات محدودی در اختیار داشته باشد، اما اگر مستند بتواند وظیفه اصلی خود یعنی ثبت واقعه را بهدرستی انجام دهد، میتواند اثری مؤثر و قابل دفاع باشد.
انصاری گفت: سوژههای مطرحشده در «برای وطن» ظرفیت گسترش به مستندهای بلندتر را نیز دارند؛ برای مثال، میتوان زندگی افرادی را که در شرایط جنگی از ترکیه به ایران بازگشتهاند، در دو سوی مرز دنبال کرد و از دل تجربههای شخصی آنها روایتهای گستردهتری ساخت.
این منتقد سینما از مستند «۱۸ هزار پا» یاخته شامحمدی کارگدان فیلم سینمایی جانشین نیز بهعنوان نمونهای از آثار مستند حرفهای و حسابشده یاد شد که در شانزدهمین جشنواره سینماحقیقت جایزه بهترین فیلم مستند را دریافت کرده است. این مثال برای تفکیک میان مستندهای واکنش سریع و آثاری مطرح شد که با پیشتولید، تحقیق و برنامهریزی گسترده ساخته میشوند.
شتاب در ساخت مستندهای مناسبتی؛ آسیبی به کیفیت روایت شهدا
انصاری همچنین با انتقاد از مسئله شتابزدگی در تولید مستندهای مرتبط با شهدا و فرماندهان گفت: پس از جنگ ۱۲ روزه، شمار زیادی از شهدا و شخصیتهای مهم موضوع مستندهای مختلف قرار گرفتهاند. گاهی فشار برای آمادهسازی اثر تا چهلم، سالگرد یا مناسبتهای مشخص، فرصت لازم برای تحقیق و تولید حرفهای را از سازندگان میگیرد.
او با انتقاد از نگاه صرفاً مناسبتی به مستندسازی افزود: گاهی مدیران به دنبال آماده شدن سریع یک اثر برای پخش تلویزیونی یا ارائه گزارش عملکرد هستند و همین مسئله موجب میشود کیفیت نهایی مستند تحت تأثیر قرار گیرد. در چنین شرایطی ممکن است مستندساز نیز بهجای صرف زمان کافی برای پژوهش، مصاحبه و جمعآوری اسناد، به تولید اثری شتابزده رضایت دهد؛ در حالی که شخصیتهای مهم و قهرمانان دوران جنگ، نیازمند پرداختی عمیقتر و دقیقتر هستند.
این مستندساز عنوان کرد: برخی از سوژهها ظرفیت بسیار بیشتری از یک روایت کوتاه و مناسبتی دارند و مستندساز باید بتواند با استفاده از مصاحبهها، تصاویر آرشیوی، پژوهش و پرداخت شخصیتمحور، ابعاد مختلف زندگی و تجربههای آنها را برای مخاطب آشکار کند.
لازم به یادآوری است، آثار اکرانشده در نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، در قالب «شبهای منتقدان و پژوهشگران»، از ساعت 22 در ایام برگزاری این رویداد سینمایی در سالن شماره 11 پردیس سینمایی ملت نقد و بررسی میشوند.
نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت از هفتم تا چهاردهم آبان ۱۴۰۵، به دبیری جلال غفاری، در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است.
1
100%
10 بازدید
