نشست‌ها و کارگاه‌ها•۱۱ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۳۵
11 دقیقه مطالعه
4

تداوم دیپلماسی سینمایی در جشنواره مقاومت با حضور مهمانان خارجی و داوران بین‌المللی

سه کارگاه انتقال تجربه با حضور مسعود سخاوت‌دوست، هادی مقدم‌دوست و دانش اقباشاوی در سومین روز نوزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت برگزار شد؛ نشست‌هایی که در آنها ابعاد مختلف خلق اثر سینمایی، از ایده‌یابی و تجربه زیسته تا موسیقی فیلم، کارگردانی صحنه‌های جنگی و شخصیت‌پردازی قهرمانان مورد بررسی قرار گرفت.

#جشنواره فیلم مقاومت#هنر مقاومت#گفتمان مقاومت#سینما#بنیاد فرهنگی روایت فتح#جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت#خلیج فارس#سلسله کارگاه‌های آموزشی#آرشیو
تداوم دیپلماسی سینمایی در جشنواره مقاومت با حضور مهمانان خارجی و داوران بین‌المللی
به گزارش روابط عمومی جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت به نقل از آنا؛ سومین روز نوزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت در حالی با برگزاری کارگاه‌های انتقال تجربه و نشست‌های تخصصی همراه شد که علاوه بر برنامه‌های آموزشی، حضور مهمانان و داورانی از کشور‌های عراق و ترکیه نیز به یکی از محور‌های توجه رسانه‌ها تبدیل شد. در جریان این روز از جشنواره، اصحاب رسانه با طرح پرسش‌هایی درباره آثار راه‌یافته به بخش‌های مختلف، دیدگاه مهمانان خارجی و داوران عراقی و ترکیه‌ای را درباره کیفیت آثار و روند برگزاری این دوره جویا شدند. برخی از این مهمانان نیز در ارزیابی‌های خود به ارتقای کیفیت آثار در دوره نوزدهم اشاره کردند؛ موضوعی که در کنار حضور چهره‌های بین‌المللی، بر اهمیت تعامل و تبادل تجربه میان سینماگران کشور‌های مختلف در این رویداد تأکید دارد. همچنین قرار است هم‌زمان با سومین روز جشنواره، مهمانانی از کشور روسیه نیز در برنامه‌های این رویداد حضور پیدا کنند تا دامنه ارتباطات بین‌المللی جشنواره گسترش یابد. در بخش کارگاه‌های انتقال تجربه نیز سه نشست تخصصی با حضور مسعود سخاوت‌دوست، آهنگساز سینما و تلویزیون، هادی مقدم‌دوست، نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون و دانش اقباشاوی، نویسنده و کارگردان سینما برگزار شد که هر یک از زاویه‌ای متفاوت به فرایند خلق اثر سینمایی و الزامات تولید فیلم در حوزه مقاومت پرداختند.

موسیقی فیلم؛ از همراهی تصویر تا خلق معنایی فراتر از روایت مسعود سخاوت‌دوست در کارگاه تخصصی خود، ماهیت موسیقی فیلم و نسبت آن با تصویر، روایت و جهان ذهنی کارگردان را تشریح کرد و با تأکید بر تفاوت موسیقی مستقل با موسیقی متن فیلم گفت آهنگساز برای ورود به دنیای سینما باید از جایگاه مستقل موسیقی فاصله بگیرد و هنر خود را در ارتباط با هنر دیگری تعریف کند. به اعتقاد این آهنگساز، موسیقی فیلم زمانی به جایگاه مؤثر خود می‌رسد که آهنگساز بتواند جهان ذهنی کارگردان را درک کند و از همان مراحل اولیه شکل‌گیری پروژه با آن همراه شود. او با اشاره به تجربه همکاری در پروژه‌هایی که از مرحله طرح در جریان آنها قرار داشته و همچنین آثاری که موسیقی‌شان در روز‌های پایانی آماده شده است، همراهی زودهنگام آهنگساز و کارگردان را یکی از شرایط مناسب برای رسیدن به نتیجه مطلوب دانست. سخاوت‌دوست یکی از چالش‌های اصلی این همکاری را ترجمه احساسات و خواسته‌های کارگردان به زبان موسیقی عنوان کرد و توضیح داد که بیان عباراتی مانند «امید همراه با اندوه» برای آهنگساز زمانی قابل استفاده است که کارگردان بتواند جهان حسی و روایی موردنظر خود را به شکلی روشن و منسجم توضیح دهد. وی مهم‌ترین عامل در ارتباط موفق میان این دو هنرمند را توافق روان‌شناختی و توانایی درک متقابل دانست و تأکید کرد آشنایی با اصطلاحات موسیقی به‌تنهایی برای شکل‌گیری یک همکاری مؤثر کافی نیست. این آهنگساز همچنین بر ضرورت آشنایی با سبک‌ها و گونه‌های مختلف موسیقی تأکید کرد و گفت شناخت موسیقی راک، پاپ، سنتی، محلی و تلفیقی می‌تواند دامنه انتخاب آهنگساز را افزایش دهد. به باور او، تجربه فعالیت در ژانر‌های مختلف به آهنگساز کمک می‌کند برای هر فیلم، زبان موسیقایی متناسب با جهان همان اثر را پیدا کند. یکی از بخش‌های مهم این کارگاه به موسیقی در سینمای جنگ و حماسی اختصاص داشت. سخاوت‌دوست با اشاره به تجربه خود در فیلم «موقعیت مهدی» توضیح داد که موسیقی جنگی الزاماً نباید با ساز‌های کوبه‌ای، حجم صوتی بالا و ریتم‌های پرهیجان همراه باشد و گاهی تضاد میان تصویر جنگی و موسیقی لطیف می‌تواند تأثیر عاطفی بیشتری ایجاد کند. او همچنین با اشاره به مفهوم حماسه در فرهنگ ایرانی و نمونه‌های آن در شاهنامه، پیروزی قهرمان را صرفاً در غلبه فیزیکی تعریف نکرد و ماندگاری اندیشه، اخلاق و مسیر قهرمان را از عناصر اصلی حماسه دانست. از این منظر، پایان یک روایت حماسی می‌تواند به جای تأکید بر مرگ جسمانی قهرمان، بر استمرار معنای وجودی و راه او متمرکز باشد. سخاوت‌دوست در ادامه سه رویکرد ترمیمی، همراهی و تألیفی را برای موسیقی فیلم تشریح کرد. در رویکرد ترمیمی، موسیقی بخشی از کاستی‌های بازی، تدوین یا انتقال احساس را جبران می‌کند؛ در رویکرد همراهی، حضور موسیقی به افزایش کیفیت اثر کمک می‌کند و در رویکرد تألیفی، موسیقی معنایی تازه به تصویر می‌افزاید که پیش‌تر در خود تصویر وجود نداشته است. این آهنگساز در بخش دیگری از نشست، اهمیت سکوت را یادآور شد و گفت هر فیلم کاملی الزاماً به موسیقی نیاز ندارد. به اعتقاد او، استفاده محدود از موسیقی در آثاری که به دنبال بازنمایی واقعیت عینی هستند، می‌تواند به باورپذیری جهان فیلم کمک کند؛ در حالی که موسیقی گاهی امکان عبور از واقعیت ظاهری و رسیدن به لایه‌های عمیق‌تر معنایی را فراهم می‌آورد. وی همچنین درباره سینمای موزیکال، تعامل آهنگساز با کارگردان، تدوینگر و صداگذار و تأثیر متقابل این حوزه‌ها در مرحله پس‌تولید توضیح داد و در پایان، کتاب «درک و دریافت موسیقی» اثر راجر کیمی‌ین را برای آشنایی مقدماتی کارگردانان با مفاهیم موسیقی پیشنهاد کرد.

هادی مقدم‌دوست: فیلمساز باید از جزئیات زندگی به ایده برسد هادی مقدم‌دوست در دومین کارگاه انتقال تجربه، به موضوع ایده‌یابی، اقتباس، خلاقیت و شکل‌گیری جهان شخصی فیلمساز پرداخت و تأکید کرد که حتی در فرایند اقتباس از یک اثر ادبی نیز نمی‌توان مرحله کشف و ایده‌یابی را نادیده گرفت. این نویسنده و کارگردان با اشاره به اینکه اقتباس صرفاً به معنای تبدیل یک کتاب به فیلمنامه نیست، گفت فیلمساز باید کشف کند کدام ویژگی، شخصیت، موقعیت یا جهان‌بینی منبع اقتباس او را تحت تأثیر قرار داده است. به باور او، منبع اقتباس می‌تواند فراتر از کتاب و داستان، از شعر و نقاشی تا یک ضرب‌المثل، مقاله، شخصیت یا حتی اتفاقی ساده در زندگی روزمره باشد. مقدم‌دوست در ادامه، مشاهده‌گری را یکی از مهم‌ترین مهارت‌های موردنیاز فیلمسازان دانست و با استفاده از اشیای ساده حاضر در سالن توضیح داد که نویسنده و کارگردان نباید تنها به نام‌گذاری اشیا بسنده کنند، بلکه باید اجزا، جنس، ساختار، کاربرد و ارتباط میان آنها را نیز بشناسند. او فیلمنامه را به سازه‌ای تشبیه کرد که اجزای آن باید به شکلی ارگانیک در کنار یکدیگر قرار بگیرند و افزود شناخت ارتباط میان عناصر مختلف، به نویسنده کمک می‌کند تا شخصیت، موقعیت، حادثه و روایت را در ساختاری منسجم سازمان‌دهی کند. این کارگردان همچنین با طرح مفهوم «خیال مسلح» بر ضرورت پیوند خلاقیت با دانش و تجربه تأکید کرد و گفت خیال هنرمند زمانی قدرت بیشتری پیدا می‌کند که بر مشاهده دقیق، شناخت و آگاهی استوار باشد. بخش دیگری از این کارگاه به تفاوت ایده‌پردازی در فیلم کوتاه و بلند اختصاص داشت. مقدم‌دوست با تأکید بر اینکه فیلم کوتاه الزاماً تابع قواعدی مانند وحدت مکان و زمان یا محدودیت قطعی تعداد شخصیت‌ها نیست، گفت بسیاری از ایده‌های موفق این گونه سینمایی از موقعیت‌هایی کوچک و جزئیات ظاهراً ساده زندگی شکل می‌گیرند. به گفته او، فیلمساز کوتاه باید توانایی دیدن لحظه‌های ظریف و انسانی را در خود پرورش دهد و تصور نکند که تنها اتفاقات بزرگ می‌توانند به موضوع یک اثر سینمایی تبدیل شوند. این فیلمساز در ادامه، جهان شخصی و امضای هنری را حاصل نوع نگاه و رأی فیلمساز نسبت به جهان دانست و گفت هنرمند علاوه بر مشاهده واقعیت، باید برداشت و تحلیل خود را نیز از آن داشته باشد. از نگاه او، حذف کامل نظر و موضع هنرمند از اثر، می‌تواند هنر را به بازنمایی صرف واقعیت یا ارائه یک خبر بی‌طرف تقلیل دهد. مقدم‌دوست در بخش مرتبط با سینمای مقاومت نیز به نسبت تجربه زیسته و روایت جنگ پرداخت و تأکید کرد که برای ساخت فیلم درباره مقاومت، لزوماً حضور مستقیم در میدان جنگ ضرورت ندارد؛ بلکه فیلمساز باید با بنیاد‌های فکری و ارزشی این مفهوم از جمله عزت، دفاع از حق، استقلال و ایستادگی ارتباطی واقعی داشته باشد. او افزود تحقیق تاریخی و میدانی برای شناخت موضوع ضروری است، اما اصالت اثر زمانی شکل می‌گیرد که موضوع برای فیلمساز صرفاً یک سفارش بیرونی نباشد و او بتواند از باور‌ها و تجربه‌های درونی خود به روایت برسد. مقدم‌دوست در پایان نیز با اشاره به مفهوم تعلیق، آن را صرفاً محدود به لحظات پرهیجان آثار تریلر ندانست و انتظار، بلاتکلیفی و نامعلوم بودن نتیجه را از ظرفیت‌های گسترده این عنصر در روایت سینمایی معرفی کرد.

دانش اقباشاوی: هر صحنه جنگی فرمول خودش را دارد سومین کارگاه انتقال تجربه با حضور دانش اقباشاوی برگزار شد؛ نشستی که در آن کارگردانی صحنه‌های جنگی، طراحی میزانسن، خلق تنش و اضطراب، قهرمان‌سازی و ضرورت تحقیق و پژوهش در تولید آثار سینمایی مورد بررسی قرار گرفت. اقباشاوی در ابتدای این نشست با تأکید بر اینکه فیلم جنگی الزاماً از یک زبان و الگوی ثابت پیروی نمی‌کند، گفت این آثار می‌توانند در قالب‌های مختلفی همچون حماسی، کمدی، تراژیک، ملودراماتیک، عرفانی یا حتی ضدجنگ ساخته شوند. او انتخاب لحن و سبک را نقطه آغاز طراحی صحنه‌های جنگی دانست و توضیح داد کارگردان پیش از ورود به مرحله اجرا باید بداند قرار است چه احساسی را به مخاطب منتقل کند؛ ترس، اضطراب، حماسه، اندوه یا طنز. این کارگردان در ادامه به چگونگی نمایش دشمن در آثار جنگی پرداخت و با اشاره به دشواری‌های بازنمایی شخصیت یا نیروی مقابل گفت نمایش بیش از اندازه قدرتمند دشمن ممکن است به ستایش ناخواسته او منجر شود و تضعیف افراطی نیز می‌تواند تصویر او را به یک کاریکاتور تبدیل کند. به گفته اقباشاوی، گاهی به جای نمایش مستقیم دشمن، می‌توان از نشانه‌های حضور او مانند صدای انفجار، خمپاره، تخریب، سایه و ضدنور استفاده کرد تا تأثیر حضور نیروی مقابل بدون نمایش مستقیم آن به مخاطب منتقل شود. وی همچنین تاریخ و جغرافیا را از عناصر تعیین‌کننده در طراحی میزانسن دانست و تأکید کرد شیوه بازنمایی جنگ در کوهستان، دشت، هور، دریا یا تنگه هرمز نمی‌تواند یکسان باشد. نوع حرکت دوربین، تجهیزات، لباس‌ها و حتی شیوه نبرد باید با شرایط تاریخی و جغرافیایی موقعیت داستان هماهنگ باشد. اقباشاوی در بخش دیگری از کارگاه به شخصیت‌پردازی و قهرمان‌سازی پرداخت و قهرمان را در تعریفی ساده، شخصیتی دانست که گره داستان را باز می‌کند. او با تأکید بر ضرورت انتخاب درست سوژه، گفت اگر فیلمسازی قصد ساخت اثری درباره یک شهید یا شخصیت واقعی را دارد، ابتدا باید ظرفیت‌های روایی آن شخصیت را برای تبدیل شدن به قهرمان یک فیلم سینمایی بررسی کند. به باور این کارگردان، ترکیب تحقیق، خاطره و تخیل می‌تواند به خلق شخصیت‌هایی ملموس و باورپذیر کمک کند. تحقیق درباره جزئیاتی مانند شیوه راه رفتن، غذا خوردن، شوخی‌ها، روابط و عادت‌های فرد، به فیلمساز امکان می‌دهد شخصیت را از قالب یک نماد صرف خارج کند و ابعاد انسانی او را به نمایش بگذارد. او البته تأکید کرد تخیل نیز باید در چارچوب واقعیت تاریخی، جغرافیایی و فکری شخصیت قرار داشته باشد و نمی‌توان صرفاً برای افزایش جذابیت داستان، ویژگی‌هایی متناقض با هویت واقعی فرد به او نسبت داد. در ادامه، موضوع ایجاد تنش و اضطراب در صحنه‌های جنگی مطرح شد. اقباشاوی با اشاره به کاربرد دوربین روی دست گفت این شیوه می‌تواند به ایجاد هیجان کمک کند، اما نباید به نسخه‌ای ثابت برای تمام صحنه‌های جنگی تبدیل شود؛ چراکه استفاده افراطی از آن ممکن است اطلاعات و جزئیات مهم صحنه را از دید مخاطب پنهان کند. وی بر ضرورت ایجاد تعادل میان نما‌های اطلاعاتی و احساسی تأکید کرد و توضیح داد نمای باز می‌تواند جغرافیا، موقعیت نیرو‌ها و میزان تخریب را نشان دهد، در حالی که نمای بسته بیشتر بر احساسات شخصیت متمرکز است. او همچنین استفاده از الگوی «اکشن و ری‌اکشن» یا عمل و عکس‌العمل را از ابزار‌های مؤثر در ایجاد ریتم و افزایش اضطراب دانست. اقباشاوی در بخش پایانی کارگاه، تجربه ساخت فیلم «اسفند» و تحقیقات مربوط به عملیات والفجر مقدماتی و منطقه فکه را تشریح کرد و گفت مطالعه منابع، مشاهده تصاویر آرشیوی، گفت‌و‌گو با بازماندگان عملیات و بازدید از منطقه، مستقیماً بر طراحی دکوپاژ اثر تأثیر گذاشته است. او با اشاره به پلان افتتاحیه این فیلم توضیح داد که نتیجه همین پژوهش‌ها در شکل‌گیری صحنه‌ای مؤثر بوده است؛ جایی که نیرو‌ها در حال عقب‌نشینی هستند، اما علی هاشمی برخلاف جهت حرکت آنها به سمت خط مقدم پیش می‌رود.

سه نگاه تخصصی به یک دغدغه مشترک برگزاری این سه کارگاه در سومین روز نوزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت، فرصتی برای بررسی ابعاد مختلف فرایند تولید اثر سینمایی از مرحله شکل‌گیری ایده تا اجرای نهایی فراهم کرد. در این نشست‌ها، مسعود سخاوت‌دوست بر ضرورت شناخت جهان فیلم و تعامل میان آهنگساز و کارگردان تأکید کرد؛ هادی مقدم‌دوست از اهمیت مشاهده‌گری، تجربه زیسته و داشتن نگاه شخصی در ایده‌یابی سخن گفت و دانش اقباشاوی نیز پژوهش، شناخت تاریخ و جغرافیا و پرهیز از الگو‌های تکراری را از الزامات کارگردانی صحنه‌های جنگی برشمرد. وجه مشترک دیدگاه‌های مطرح‌شده در این سه کارگاه، تأکید بر عبور از کلیشه‌ها و توجه به شناخت عمیق‌تر موضوع، شخصیت و جهان اثر بود؛ رویکردی که می‌تواند در تولید آثار سینمایی با موضوع مقاومت، به شکل‌گیری روایت‌هایی باورپذیرتر و برخوردار از هویت هنری کمک کند.

از سوی دیگر، حضور مهمانان و داوران کشور‌های مختلف در جشنواره و گفت‌وگوی رسانه‌ها با آنان درباره آثار این دوره، نشان‌دهنده ظرفیت این رویداد برای ایجاد زمینه تبادل نظر و تجربه میان سینماگران ایرانی و خارجی است؛ مسیری که با حضور مهمانانی از روسیه در سومین روز جشنواره نیز دنبال می‌شود.
4 بازدید