به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم مقاومت به نقل از تسنیم؛ سیدمحمود حسنی نسب، پژوهشگر سینما که دارای مقالاتی در حوزه سینما و رسانه است، در یادداشتی به پرهیز از قضاوتهای غیرمنصفانه نسبت به نوزدهمین جشنواره فیلم مقاومت و توجه به نقاط مثبت این دوره پرداخته است که در ادامه میخوانیم:
«چراغ فردا را با خاموشکردن چراغ امروز نمیافروزند
نقد، چراغ راه اصلاح است؛ روشناییبخش فردا و نشانه زندهبودن اندیشه. اما هر چراغی را در هر هنگامهای نباید افروخت، بهویژه اگر روشناییِ آن، به بهای کمفروغشدن چراغی دیگر تمام شود. نقد نیز، همچون هر کنش مسئولانهای، آدابی دارد و از آن میان، انصاف در داوری و تدبیر در زمان گفتن، جایگاهی ویژه.
این روزها، در میانه برگزاری نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، برخی دوستان با استناد به خلوتی بعضی سالنها، از سر دلسوزی، نگران کمرونقی جشنواره شدهاند و زبان به انتقاد گشودهاند. اما پرسشی در میان است: آیا دمیدن در ساز کمرونقی، آن هم در میانه برگزاری یک رویداد فرهنگی، به رونق آن میانجامد؟ یا ناخواسته همان چراغی را کمفروغ میکند که مدعی روشن نگاهداشتن آن هستیم؟
خلوتی برخی سانسها، بهویژه نمایش آثار مستند یا فیلمهای بخش بینالملل در ساعات کممخاطب، نه پدیدهای غریب است و نه مختص این جشنواره. آنچه غریب مینماید، دیدن صندلیهای خالی و ندیدن سالنهای پرمخاطب است؛ سخنگفتن از کاستیها و چشمپوشیدن از امتیازها.
انصاف حکم میکند که در کنار نقدها، از استقبال چشمگیر مخاطبان در بسیاری از سانسها، شور و اشتیاق کمنظیر علاقهمندان در مسترکلاسها و نشستهای آموزشی با حضور استادان صاحبنام و حرفهای، و نیز از ترکیب فخیم، معتبر و تخصصی هیئتهای داوری جشنواره سخن گفته شود. حقیقت را نمیتوان از دریچهای تنگ تماشا کرد و مدعی دیدن تمام منظره بود.
از یاد نبریم که جشنواره مقاومت، پیش و بیش از آنکه به مدیران و برگزارکنندگانش تعلق داشته باشد، میراثی فرهنگی و سرمایهای مردمی است؛ رویدادی که ریشه در حافظه تاریخی، ایستادگی و آرمانهای این سرزمین دارد. ظرفیت چنین جشنوارهای را نباید تنها با شمار صندلیهای پر و خالی سنجید. این رویداد میتواند مجالی برای گفتوگو، همدلی و نزدیکترشدن دلهایی باشد که شاید در بسیاری از عرصهها از یکدیگر فاصله گرفتهاند.
امروز که ایران عزیز بیش از همیشه به همبستگی و وحدت ملی نیازمند است، سزاوار آن است که همه، از هنرمند و منتقد تا مدیر و رسانه، دست یاری به سوی چنین ظرفیتهای مردمی دراز کنند. جشنوارهای از جنس مقاومت، بیش از هر چیز، به همدلی نیاز دارد؛ چراکه مقاومت، پیش از آنکه بر پرده سینما نقش ببندد، در پیوند دلهای یک ملت معنا مییابد.
البته هیچ جشنوارهای، هیچ مدیریتی و هیچ عملکردی فراتر از نقد نیست. چهبسا پس از فرونشستن هیاهوی برگزاری، سخنان بسیار و نقدهای جدی درباره شیوه مدیریت و کیفیت اجرا وجود داشته باشد. باید شنید، باید گفت و باید اصلاح کرد. اما میان نقدی که چراغ راه فرداست و نقدی که چراغ امروز را کمفروغ میکند، فاصلهای است به اندازه تفاوت دلسوزی و شتابزدگی.
دلسوزی تنها در درستی سخن نیست؛ در انتخاب هنگام سخن نیز هست. گاهی برای آنکه فردا روشنتر باشد، باید امروز را از تاریکی حاشیهها مصون داشت.
بگذاریم جشنواره مسیر خود را به پایان برساند. امروز برای رونقش بکوشیم و فردا، با نگاهی منصفانه و دلی فارغ از حب و بغض، کامیابیها و کاستیهایش را به داوری بنشینیم.
که چراغ فردا را با خاموشکردن چراغ امروز نمیافروزند.