به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم مقاوتم به نقل از آنا؛ فیلم «هورامان» از آثار حاضر در نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت است؛ اثری که بخشی از روایت خود را به خانوادههای شهدای مفقودالاثر و انتظار طولانی ن برای یافتن نشانی از فرزندانشان اختصاص داده است.
اصغر حیدری، از بازیگران این فیلم، درباره تجربه حضور در «هورامان»، خاطرات خود از دوران دفاع مقدس و علاقهاش به سینمای جنگ و مقاومت سخن گفت.
موضوع «هورامان» برایم بسیار جذاب بود
چه شد که به پروژه «هورامان» پیوستید و چه چیزی در این فیلم برای شما جذاب بود؟
حدود دو سال و چند ماه قبل این فیلم را کار کردیم و تقریباً یک ماه در خدمت آقای فلاح و گروه بودیم.
نقشی که داشتم شاید در ظاهر یک نقش معمولی بود، اما خود موضوع فیلم را خیلی دوست داشتم. به هر حال فکر میکنم کمتر خانواده ایرانیای را میتوان پیدا کرد که در خانواده یا فامیل خود شهید نداشته باشد و قصه فیلم بسیاری از این خاطرات را برای ما زنده میکرد.
موضوع «هورامان» برای من ارزشمند بود و از همان ابتدا با فضای آن ارتباط برقرار کردم.
چهار خانواده در جستوجوی هویت شهدای گمنام
درباره شخصیت و موقعیت خودتان در فیلم توضیح دهید.
داستان درباره چهار شهید بینامونشان است و خانوادههایی که از نقاط مختلف کشور آمدهاند تا ببینند آیا یکی از این شهدا متعلق به خانواده آنهاست یا خیر.شخصیت من از اصفهان آمده است تا پیگیری کند شاید یکی از این شهدا همان عزیزی باشد که خانوادهاش سالها منتظر او بودهاند. اما در جایی از قصه به این نکته میرسد که مهم نیست این شهید متعلق به کدام خانواده باشد؛ هر کسی که باشد، شهید همه ماست.فکر میکنم همین نگاه یکی از بخشهای زیبای قصه است.
ترجیح میدادم تمرکزم روی بازی باشد تا لهجه
شخصیت شما ویژگی ظاهری یا لهجه خاصی هم داشت؟
شخصیت من از اصفهان آمده بود و طبیعتاً لهجه اصفهانی هم برای او در نظر گرفته شده بود. خودم خیلی با این لهجه آشنا نبودم و حتی خواهش کردم اگر امکان دارد میزان استفاده از لهجه کمتر باشد تا بتوانم تمرکز بیشتری روی بازی داشته باشم، اما در نهایت طبق نظر کارگردان کار را انجام دادیم و ظاهراً نتیجه هم مورد قبول ایشان بود. شهدا را از نزدیک دیدهام
خودتان تجربه دوران دفاع مقدس را داشتهاید. این تجربه چقدر در ایفای نقش شما تأثیر داشت؟
من دوران جنگ را کاملاً به یاد دارم. سربازیام از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ بود و مدتی نیز در منطقه حضور داشتم. شهدا را از نزدیک دیدم و فضای جبهه برایم غریبه نیست. علاوه بر این، یکی از اقوام بسیار نزدیک ما نیز در عملیات کربلای پنج به شهادت رسید. به همین دلیل وقتی درباره شهدا و خانوادههایشان حرف میزنیم، موضوع برای من صرفاً یک قصه سینمایی نیست؛ بخشی از خاطرات زندگی خودم است.در طول فیلمبرداری «هورامان» هم صحنههایی وجود داشت که واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم و شاید به جرأت بتوانم بگویم در بعضی لحظات گریهام گرفت.
«آژانس شیشهای» را بارها دیدهام
نگاه شما به سینمای دفاع مقدس چیست و چه اثری در این حوزه برایتان ماندگار شده است؟
من به سینمای دفاع مقدس علاقه زیادی دارم، هرچند خودم کمتر فرصت داشتهام در آثار جنگی بازی کنم.حدود سالهای ۱۳۷۳ یا ۱۳۷۴ در سریال «بازگشت پرستوها» به کارگردانی ابوالقاسم طالبی حضور داشتم که درباره آزادگان بود، اما تجربه زیادی در فیلمهای جنگی نداشتهام.
در میان آثار دفاع مقدس، «آژانس شیشهای» برای من جایگاه ویژهای دارد. شاید حدود ۱۵ بار این فیلم را دیده باشم و هر بار هم که دوباره ببینم، تا انتها دنبالش میکنم.هم موضوع فیلم و هم بازیها برایم جذاب است. اینکه بخش عمده یک فیلم در یک لوکیشن محدود اتفاق بیفتد و با این حال بتواند مخاطب را تا پایان با خودش همراه کند، نشاندهنده قدرت اثر است.
دوست دارم نقش جنگی را هم تجربه کنم
با توجه به تجربه شخصی شما از دوران جنگ، دوست دارید در یک اثر کاملاً جنگی هم بازی کنید؟
قطعاً. فکر میکنم هر بازیگری دوست دارد ژانرهایی را که هنوز تجربه نکرده امتحان کند.من هم از این قاعده مستثنا نیستم و خیلی دوست دارم اگر نقش و اثر مناسبی پیشنهاد شود، حضور جدیتری در یک فیلم مربوط به دوران دفاع مقدس یا یک اثر جنگی داشته باشم.
اولین حضورم در جشنواره فیلم مقاومت است
حضور در جشنواره فیلم مقاومت برای شما چگونه بود؟
این نخستینبار است که افتخار حضور در جشنواره فیلم مقاومت را پیدا کردهام. از همان لحظهای که وارد جشنواره شدیم، برخورد عوامل و دستاندرکاران بسیار محترمانه و صمیمانه بود و واقعاً از محبت همه دوستان تشکر میکنم.