یادداشت•۱۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۳۹
9 دقیقه مطالعه
22

علیرضا آقااحمد: سینما برای من روایت انسان است و مقاومت، زندگی

#جشنواره فیلم مقاومت#هنر مقاومت#گفتمان مقاومت#سینما#جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت
علیرضا آقااحمد: سینما برای من روایت انسان است و مقاومت، زندگی

علیرضا آقااحمد: سینما برای من روایت انسان است و مقاومت، زندگی

علیرضا آقااحمد، فیلمساز، در گفت‌وگو با روابط عمومی جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت از مسیر ورودش به سینما، دغدغه‌های انسانی و اجتماعی، نگاهش به مفهوم مقاومت، تجربه ساخت فیلم و اهمیت روایت نقش مردم سیستان و بلوچستان در دوران جنگ گفت.
او همچنین درباره دشواری‌های فیلمسازی برای نسل جوان، نقش جشنواره‌ها در دیده‌شدن آثار، تأثیر فضای مجازی بر مسیر نمایش فیلم‌ها و ضرورت روایت انسانی در سینمای مقاومت صحبت کرد.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و درباره مسیر ورودتان به سینما و مهم‌ترین تجربه‌های هنری‌تان بگویید.

من علیرضا آقااحمد، متولد ۵ دی ۱۳۷۲ در تهران هستم. در حوزه فیلمسازی فعالیت می‌کنم و فیلم کوتاه داستانی «پنج» را در سال ۱۴۰۳ کارگردانی کرده‌ام. تلاش من در مسیر فیلمسازی این بوده که به موضوعاتی انسانی و اجتماعی نزدیک شوم و داستان را از زاویه‌ای روایت کنم که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.

علاقه شما به سینما و فیلمسازی از چه زمانی شکل گرفت؟ چه اتفاق یا تجربه‌ای باعث شد تصمیم بگیرید فیلم بسازید؟

علاقه من به سینما از تماشای فیلم‌ها و کشف تدریجی دنیای روایت شکل گرفت. برای من سینما از همان ابتدا فقط یک سرگرمی یا تماشای یک قصه نبود؛ همیشه این جذابیت را داشت که چگونه می‌توان با تصویر، شخصیت و روایت، یک احساس، یک دغدغه یا حتی یک پرسش را به مخاطب منتقل کرد.
به مرور، این علاقه از جایگاه یک تماشاگر فراتر رفت و به میل به روایت کردن تبدیل شد. دوست داشتم خودم پشت دوربین قرار بگیرم و داستانی را که در ذهنم شکل می‌گیرد، به زبان تصویر بیان کنم. فکر می‌کنم همین میل به روایت و ارتباط با مخاطب بود که در نهایت من را به سمت فیلمسازی کشاند؛ اینکه بتوانم از طریق سینما بخشی از نگاه و دغدغه خودم را با دیگران به اشتراک بگذارم.



چه موضوعات و دغدغه‌هایی بیش از همه شما را به سمت فیلمسازی می‌برند و «مقاومت» در نگاه شما چه معنایی دارد و چگونه در فیلمتان شکل گرفته و روایت شده است؟

موضوعات انسانی و اجتماعی برای من اهمیت زیادی دارند؛ به‌خصوص موقعیت‌هایی که انسان در شرایط دشوار قرار می‌گیرد و مجبور است انتخاب کند. تلاش می‌کنم در فیلم‌هایم بیشتر از آنکه صرفاً به یک اتفاق بپردازم، به انسان‌ها و احساسات و تصمیم‌هایشان توجه کنم.
برای من مقاومت فقط به معنای حضور در میدان جنگ یا یک درگیری نظامی نیست. مقاومت می‌تواند ایستادگی یک انسان در برابر شرایط سخت زندگی، حفظ امید و تلاش برای ادامه دادن باشد.
در فیلم «پنج» نیز تلاش کرده‌ام این مفهوم را از زاویه‌ای انسانی ببینم؛ یعنی به جای ارائه یک تعریف مستقیم از مقاومت، شرایط و زندگی شخصیت‌ها را روایت کنم و اجازه بدهم مخاطب خودش با مفهوم مقاومت ارتباط برقرار کند.

به نظر شما سینمای مقاومت تا چه اندازه می‌تواند فراتر از روایت جنگ و درگیری نظامی، به موضوعات انسانی، اجتماعی و فرهنگی بپردازد و برای ارتباط با مخاطبان جوان و بین‌المللی چه چیزهایی باید در شیوه روایت مورد توجه قرار گیرد؟

به نظرم ظرفیت سینمای مقاومت بسیار گسترده‌تر از روایت مستقیم جنگ است. مقاومت می‌تواند در زندگی اجتماعی، خانواده، فرهنگ، هویت و حتی مبارزه انسان برای حفظ امید و کرامتش دیده شود.
اگر سینمای مقاومت بتواند به این لایه‌های انسانی نزدیک شود، امکان ارتباط آن با مخاطبان مختلف، حتی مخاطبانی که تجربه مستقیمی از جنگ ندارند، بیشتر خواهد شد.
به نظرم مهم‌ترین مسئله، انسانی بودن داستان است. اگر فیلم فقط بخواهد یک مفهوم را توضیح دهد، ممکن است ارتباط آن با مخاطب محدود شود. اما وقتی یک داستان انسانی و شخصیت‌های قابل لمس داشته باشیم، مخاطب فارغ از ملیت و فرهنگ می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.
برای مخاطب جوان نیز باید از زبان سینمایی و روایت امروزی استفاده کرد و اجازه داد مفهوم مقاومت از دل داستان بیرون بیاید، نه اینکه صرفاً به شکل مستقیم به مخاطب گفته شود.

در مسیر ساخت فیلم، از شکل‌گیری ایده و پیش‌تولید تا فیلمبرداری و پس‌تولید، دشوارترین تجربه‌ای که پشت سر گذاشتید چه بوده است؟

یکی از دشواری‌های اصلی فیلمسازی کوتاه این است که باید در زمان و امکانات محدود، یک جهان داستانی کامل بسازید. از مرحله شکل‌گیری ایده تا اجرا، هر انتخابی اهمیت پیدا می‌کند؛ چون فرصت و امکانات برای جبران اشتباه‌ها محدود است.
در «پنج» نیز تلاش کردم با وجود محدودیت‌ها، تمرکز اصلی را روی قصه، شخصیت‌ها و فضای فیلم حفظ کنم.

حضور فیلمتان در هجدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت برای شما چه اهمیتی داشت؟ آیا امسال در نوزدهمین دوره این جشنواره فیلم دارید؟

حضور در جشنواره مقاومت برای من تجربه ارزشمندی است، چون این جشنواره بستری برای دیده‌شدن آثاری است که به موضوعات مرتبط با مقاومت و مسائل انسانی و اجتماعی می‌پردازند.
فیلم «دنده شیش» روایتی سینمایی از نقش ارزشمند زنان و مردان بلوچ در جریان جنگ رمضان است؛ روایتی از انسان‌هایی شریف که در یکی از برهه‌های حساس تاریخ معاصر، دوشادوش دیگر هم‌وطنان خود پای اراده و دفاع از این سرزمین ایستادند و به عنوان فیلمی که در این حوزه قرار می‌گیرد، حضور آن در نوزدهمین دوره جشنواره برای من اهمیت ویژه‌ای دارد.

به نظر شما جشنواره‌ها چه نقشی در دیده‌شدن و شکل‌گیری مسیر حرفه‌ای فیلمسازان جوان دارند؟

جشنواره‌ها می‌توانند برای فیلمساز جوان فرصتی برای دیده‌شدن، دریافت بازخورد و آشنایی با فیلمسازان و فعالان دیگر حوزه سینما باشند. شاید یک فیلم کوتاه به‌تنهایی امکان دسترسی به مخاطبان گسترده‌ای نداشته باشد، اما حضور در جشنواره می‌تواند مسیر ارتباط فیلم با مخاطب و فضای حرفه‌ای سینما را هموارتر کند.

مهم‌ترین مسئله‌ای که امروز فیلمسازان جوان برای ورود و ادامه مسیر حرفه‌ای در سینما با آن روبه‌رو هستند چیست؟

به نظرم یکی از مسائل اصلی، محدودیت امکانات و دشواری تأمین هزینه تولید است. یک فیلمساز جوان برای اینکه بتواند تجربه کسب کند، نیاز به امکان ساختن دارد و اگر این فرصت به اندازه کافی وجود نداشته باشد، ادامه مسیر دشوار می‌شود.
حمایت از تولید فیلم کوتاه، ایجاد فرصت برای فیلمسازان جوان و فراهم کردن امکان ارتباط آنها با تهیه‌کنندگان و مجموعه‌های حرفه‌ای می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

فضای مجازی و پلتفرم‌های نمایش آنلاین چه تغییری در امکان دیده‌شدن آثار فیلمسازان جوان ایجاد کرده‌اند؟

فضای مجازی این امکان را ایجاد کرده که فاصله میان فیلمساز و مخاطب کمتر شود. امروز یک فیلم کوتاه می‌تواند بدون وابستگی کامل به مسیرهای سنتی نمایش، به مخاطبان بیشتری دسترسی پیدا کند.
البته در کنار این فرصت، مسئله دیده‌شدن در میان حجم بالای محتوا نیز وجود دارد؛ بنابراین کیفیت اثر و شیوه معرفی آن اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

کدام فیلمسازان ایرانی یا خارجی بر نگاه و زبان سینمایی شما تأثیر گذاشته‌اند و از آثارشان چه آموخته‌اید؟

از میان فیلمسازان ایرانی، ابراهیم حاتمی‌کیا از فیلمسازانی است که آثارش را دنبال کرده‌ام و از نگاه او به شخصیت، جامعه و موضوعات مرتبط با جنگ تأثیر گرفته‌ام. در کنار او، سید مرتضی آوینی نیز برای من جایگاه ویژه‌ای دارد؛ به‌خصوص به دلیل نوع نگاهش به جنگ از زاویه مردم و روایت انسان‌هایی که خودشان در متن آن اتفاقات حضور داشتند. این نگاه برای من ارزشمند است، چون جنگ را صرفاً به عنوان یک اتفاق نظامی نمی‌بیند، بلکه به انسان‌ها، زندگی و تجربه‌هایشان توجه می‌کند.
در مجموع تلاش می‌کنم سینمای فیلمسازان مختلف را ببینم و از هر اثر نکته‌ای درباره روایت، میزانسن، شخصیت‌پردازی و زبان سینما یاد بگیرم. به نظرم فیلمساز در مسیر یادگیری، همیشه باید نگاه کند، تجربه کند و از جهان‌های متفاوت سینمایی چیزهای تازه‌ای کشف کند.

دوست دارید مخاطب پس از دیدن فیلم شما با چه فکر، پرسش یا حسی از سالن خارج شود؟

دوست دارم مخاطب بعد از دیدن «پنج» فقط داستان فیلم را به خاطر نداشته باشد، بلکه درباره شخصیت‌ها، شرایطی که تجربه کرده‌اند و انتخاب‌هایی که داشته‌اند فکر کند. برای من مهم است که فیلم بتواند احساسی در مخاطب ایجاد کند و پرسشی را در ذهن او باقی بگذارد.
در کنار این، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های من در ساخت این فیلم، معرفی مردم سیستان و بلوچستان و ایثار و فداکاری‌های آنهاست. احساس می‌کنم بخش‌هایی از این روایت‌ها و نقش مردم این منطقه در دوران جنگ آن‌طور که باید شناخته نشده است. دوست دارم مخاطب، به‌خصوص نسل جوان، با بخشی از این تاریخ و انسان‌هایی آشنا شود که در آن دوران حضور داشتند و برای کشورشان فداکاری کردند.
امیدوارم «پنج» بتواند قدم کوچکی در شناساندن این مردم، نگاه و تجربه‌هایشان باشد و باعث شود مخاطب بعد از دیدن فیلم، بیشتر درباره نقش و حضور مردم سیستان و بلوچستان در دوران جنگ فکر کند.

برای ادامه مسیر حرفه‌ای خود چه برنامه‌ای دارید؟ آیا در حال آماده‌سازی یا نگارش اثر تازه‌ای هستید؟

هدفم این است که مسیر فیلمسازی را با جدیت ادامه بدهم و تجربه‌های بیشتری در زمینه فیلم کوتاه و در ادامه، ساخت آثار بلند به دست بیاورم. برای من هر فیلم یک مرحله از یادگیری است و تلاش می‌کنم در پروژه‌های بعدی از تجربه‌هایی که در ساخت «پنج» به دست آورده‌ام، استفاده کنم.
در کنار این، یکی از دغدغه‌های اصلی من این است که سراغ روایت‌هایی از مردم بروم که کمتر شنیده شده یا شاید تا امروز فرصتی برای دیده و شنیده شدن پیدا نکرده‌اند. به نظرم سینما می‌تواند صدای آدم‌هایی باشد که داستان زندگی و تجربه‌هایشان کمتر به تصویر کشیده شده است. دوست دارم در ادامه مسیرم، بیشتر به سراغ همین روایت‌های انسانی بروم؛ روایت‌هایی که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما در دل خودشان تاریخ، فداکاری، رنج، امید و زندگی را پنهان کرده‌اند.

اگر بخواهید به جوانی که می‌خواهد نخستین فیلمش را بسازد یک توصیه کنید، چه می‌گویید؟

اگر بخواهم یک توصیه به جوانی که می‌خواهد اولین فیلمش را بسازد داشته باشم، می‌گویم قبل از اینکه به دنبال قصه‌های بزرگ بگردد، به سراغ آدم‌های واقعی برود؛ به دل مردم، به زندگی‌های ساده و به روایت‌هایی که سال‌ها در سکوت مانده‌اند.
به نظرم هنوز قصه‌های زیادی هستند که شنیده نشده‌اند؛ آدم‌هایی که بخشی از تاریخ این سرزمین را زندگی کرده‌اند، اما نام و روایتشان کمتر به تصویر کشیده شده است. سینما می‌تواند چراغی باشد برای روشن کردن همین گوشه‌های کمتر دیده‌شده؛ برای اینکه صدایی که سال‌ها شنیده نشده، شنیده شود و قصه‌ای که در سینه یک انسان مانده، به گوش دیگران برسد.
توصیه من این است که فیلمساز جوان، گوش شنوا داشته باشد و از دل مردم روایت کند؛ چون گاهی بزرگ‌ترین قصه‌ها، در زندگی آدم‌هایی پنهان شده‌اند که هیچ‌وقت کسی سراغ قصه‌شان نرفته است.
و در نهایت، منتظر شرایط ایده‌آل نماند. فیلمسازی با دیدن، تجربه کردن و ساختن آموخته می‌شود. مهم این است که دوربین را بردارد و با صداقت، قصه‌ای را روایت کند که به آن باور دارد.

در پایان، اگر بخواهید سینما را با یک جمله و مقاومت را با یک واژه توصیف کنید، چه می‌گویید؟

سینما: روایتِ انسان.
مقاومت: زندگی.



22 بازدید