یادداشت•۱۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۱۸
5 دقیقه مطالعه
47

محمد ناصری‌راد: مقاومت فقط در میدان نبرد معنا پیدا نمی‌کند

#هنر مقاومت#سینما#جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت
محمد ناصری‌راد: مقاومت فقط در میدان نبرد معنا پیدا نمی‌کند



مستندساز شیرازی از مفهوم مقاومت، چالش‌های فیلمسازی مستقل و دغدغه‌هایش برای روایت انسان، طبیعت و فرهنگ بومی می‌گوید


محمد ناصری‌راد، مستندساز، فیلمبردار، تدوینگر و نویسنده شیرازی، معتقد است سینمای مقاومت محدود به روایت جنگ نیست و می‌تواند در دفاع از محیط زیست، حفظ فرهنگ بومی و روایت ایستادگی انسان‌ها نیز معنا پیدا کند.
ناصری‌راد که آثاری چون «سرکوهی»، «پسر تالاب»، «آبفروش» و «طاووس‌ها پرواز را نمی‌فهمند» را در کارنامه دارد، در گفت‌وگو درباره مسیر ورودش به سینما، تجربه فیلمسازی مستقل، نقش جشنواره‌ها و ارتباط سینما با مخاطب جوان و جهانی سخن گفته است.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و درباره مسیر ورودتان به سینما و مهم‌ترین تجربه‌های هنری‌تان بگویید.

من محمد ناصری‌راد، مستندساز، فیلمبردار، تدوینگر و نویسنده از شیراز هستم. مسیر ورود من به سینما از دل عکاسی، نوشتن داستان کوتاه و مقاله آغاز شد. سال‌هاست که در سینمای مستقل فعالیت می‌کنم و بیشتر آثارم به انسان، محیط زیست، فرهنگ بومی و زیست جهان فراموش شده مردم می‌پردازد. مستندهایی چون «سرکوهی»، «پسر تالاب»، «آبفروش» و «طاووس‌ها پرواز را نمی‌فهمند» از مهم‌ترین تجربه‌های حرفه‌ای من هستند که هر کدام تلاشی برای ثبت بخشی از حافظه اجتماعی و فرهنگی ایران به شمار می‌روند.

علاقه شما به سینما و فیلمسازی از چه زمانی شکل گرفت؟

علاقه من از نوجوانی و با عکاسی توسط دوربین تلفن همراه شکل گرفت. همان زمان داستان کوتاه می‌نوشتم و مقاله‌های فرهنگی می‌خواندم. خیلی زود فهمیدم تصویر قدرتی دارد که گاهی از هزاران کلمه تأثیرگذارتر است. سینما برای من راهی بود تا تجربه‌های انسانی را با دیگران شریک شوم و روایت‌هایی را ثبت کنم که ممکن بود هرگز دیده نشوند.

چه موضوعات و دغدغه‌هایی بیش از همه شما را به سمت فیلمسازی می‌برند؟

مهم‌ترین دغدغه من آگاهی‌بخشی و به اشتراک گذاشتن تجربه‌های عاطفی و انسانی از طریق مدیوم سینماست. به انسان‌هایی علاقه دارم که در حاشیه زندگی می‌کنند، به طبیعتی که در سکوت آسیب می‌بیند و به فرهنگ‌هایی که آرام‌آرام در حال فراموش شدن هستند. باور دارم سینما می‌تواند پلی میان احساس، اندیشه و مسئولیت اجتماعی باشد.

«مقاومت» در نگاه شما چه معنایی دارد؟

مقاومت برای من پیش از هر چیز تاب‌آوری است. قهرمانان فیلم‌نامه‌هایم انسان‌هایی هستند که با وجود دشواری‌ها دست از تلاش برنمی‌دارند. در مستند و داستان، شخصیت‌های من برای حفظ هویت، سرزمین، معیشت یا آرمان خود از موانع عبور می‌کنند. حتی ماندن در ایران، فیلمسازی مستقل و ادامه دادن مسیر فرهنگی با وجود محدودیت‌های مالی و اجرایی نیز نوعی مقاومت و سازندگی است.

سینمای مقاومت تا چه اندازه می‌تواند فراتر از روایت جنگ باشد؟

بسیار زیاد. بی‌شک مقاومت فقط در میدان نبرد معنا پیدا نمی‌کند. مقاومت می‌تواند در دفاع از محیط زیست، حفظ فرهنگ بومی، ایستادگی یک مادر، تلاش یک معلم یا امید یک نوجوان نیز متجلی شود. اراده انسان گسترده‌تر از هر تعریف محدود است و سینما باید این وجوه انسانی را نیز روایت کند.

دشوارترین تجربه شما در فرآیند ساخت فیلم چه بوده است؟

بزرگ‌ترین چالش همیشه تأمین منابع مالی و انتخاب سوژه بوده است. فیلمسازی مستقل یعنی ساختن با حداقل امکانات و حداکثر باور. گاهی رسیدن به یک شخصیت یا ثبت یک لحظه ناب، ماه‌ها زمان و صبوری می‌طلبد و همین دشواری‌ها ارزش مستندسازی را بیشتر می‌کند.

حضور در جشنواره فیلم مقاومت چه اهمیتی برای شما داشت؟

امسال متأسفانه فیلمی در جشنواره ندارم. امیدوارم جشنواره‌ها با نگاهی فراگیرتر، زمینه حضور همه فیلمسازان دغدغه‌مند را فارغ از تفاوت سلیقه‌های هنری فراهم کنند؛ چرا که تنوع دیدگاه، به غنای سینمای مقاومت کمک می‌کند.

جشنواره‌ها چه نقشی در مسیر حرفه‌ای فیلمسازان جوان دارند؟

جشنواره‌ها فقط محل رقابت نیستند، بلکه دانشگاه غیررسمی سینما هستند. بسیاری از همکاری‌های حرفه‌ای، آشنایی با تهیه‌کنندگان، منتقدان و فیلمسازان از همین فضا شکل می‌گیرد. دیده شدن یک فیلم گاهی آغاز مسیر چندین پروژه آینده است.

مهم‌ترین مسئله فیلمسازان جوان چیست؟

بزرگ‌ترین مسئله، کمبود حمایت مالی، امکانات تولید و فرصت نمایش عادلانه آثار است. استعداد در ایران فراوان است، اما بسیاری از فیلمسازان به دلیل هزینه‌های تولید یا نبود شبکه ارتباطی، از ادامه مسیر بازمی‌مانند. ایجاد صندوق‌های حمایتی، آموزش تخصصی و دسترسی به تجهیزات می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

فضای مجازی چه تغییری ایجاد کرده است؟

پلتفرم‌های آنلاین دیوارهای جغرافیا را کوتاه کرده‌اند. امروز یک فیلم کوتاه می‌تواند هم‌زمان توسط مخاطبی در شیراز، توکیو یا رم دیده شود. البته دیده شدن صرف کافی نیست؛ کیفیت روایت و اصالت اثر همچنان مهم‌ترین عامل ماندگاری است.

برای ارتباط با مخاطب جوان و جهانی چه باید کرد؟

باید از شعار فاصله گرفت و به حقیقت نزدیک شد. مخاطب امروز بیش از هر چیز با شخصیت‌های باورپذیر، جزئیات انسانی و روایت صادقانه ارتباط برقرار می‌کند. هرچه فیلم محلی‌تر و صادق‌تر باشد، امکان جهانی شدن آن نیز بیشتر است.

کدام فیلمسازان بر شما تأثیر گذاشته‌اند؟

از سینمای ایران، عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، جعفر پناهی و مستندسازانی چون کامران شیردل و فرهاد ورهرام بر نگاه من اثر گذاشته‌اند. از سینمای جهان فورد کاپولا، ویتوریو دسیکا و روبرتو روسلینی را بسیار دوست دارم. در آغاز با نئورئال ایتالیا شروع کردم و از آن‌ها آموخته‌ام که تصویر باید حامل معنا باشد و سکوت نیز می‌تواند روایت کند.

دوست دارید مخاطب با چه حسی سالن را ترک کند؟

دوست دارم مخاطب پس از پایان فیلم، جهان را اندکی متفاوت ببیند؛ با پرسشی در ذهن، همدلی در قلب و مسئولیتی نسبت به انسان و طبیعت. اگر فیلم بتواند حتی یک نگاه را تغییر دهد، رسالت خود را انجام داده است.

برنامه آینده شما چیست؟

در حال توسعه چند پروژه مستند و داستانی با محوریت محیط زیست، فرهنگ بومی و روایت‌های انسانی هستم. علاقه دارم سینمای مردم‌نگار و محیط‌زیستی را با زبان روایی معاصر پیوند بزنم و آثارم در گفت‌وگوی جهانی درباره انسان و طبیعت سهمی داشته باشند.

یک توصیه به فیلمسازان جوان؟

نترسید و منتظر امکانات ایده‌آل نمانید. با هر دوربینی که در اختیار دارید شروع کنید. آنچه یک فیلم را ماندگار می‌کند، پیش از تجهیزات، ایده، خلاقیت و فیلمنامه است.

در پایان

سینما: عشق به حقیقت.
مقاومت: تاب‌آوری.
47 بازدید