یادداشت•۳۱ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۳۴
3 دقیقه مطالعه
14

معرفی فیلم |این زمان مال من است

#هنر مقاومت#سینما#جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت
معرفی فیلم |این زمان مال من است

این زمین مال من است

محصول: ۱۹۴۳

کارگردان: ژان رنوار


فیلم سینمایی این زمین مال من است ، محصول سال ۱۹۴۳ به کارگردانی ژان رنوآر، یکی از آثار مهم و تأمل‌برانگیز دوران اشغال فرانسه توسط نازی‌ها در طول جنگ جهانی دوم است. این فیلم در زمان خود، به‌ویژه برای مخاطبان آمریکایی، تلاشی برای به تصویر کشیدن روح مقاومت و پیچیدگی‌های اخلاقی در زمان حضور اشغال‌گر بود.
داستان در یک شهر کوچک و بی‌نام در اروپای اشغالی که به وضوح فرانسه را نمایندگی می‌کند می‌گذرد. شخصیت اصلی، آلبرت لوری، یک معلم مدرسه خجالتی، ترسو و تحت سلطه مادرش است. او که به‌شدت از درگیری بیزار است، سعی می‌کند زندگی‌اش را با نادیده گرفتن وضعیت اشغال پیش ببرد.
آلبرت عاشق همکارش لوئیز است که خود درگیر فعالیت‌های زیرزمینی مقاومت است. وقتی برادر لوئیز که در نهضت مقاومت فعالیت می‌کند، متهم به خرابکاری و قتل می‌شود، آلبرت ناخواسته وارد جریان می‌شود. او متهم به همدستی با جرج می‌شود و در دادگاهی که توسط نازی‌ها و همدستان محلی‌شان برگزار شده، محاکمه می‌شود.
نقطه عطف فیلم، صحنه دادگاه است. آلبرت که پیش از این نماد بزدلی بود، ناگهان دچار تحولی درونی می‌شود. او در یک نطق آتشین و شجاعانه، نه‌تنها از خود دفاع نمی‌کند، بلکه علیه ایدئولوژی فاشیسم، همدستان محلی خائن و انفعال خود مردم شهر می‌شورد. او از حقیقت و آزادی سخن می‌گوید و مردم را به بیداری دعوت می‌کند. در نهایت، آلبرت اعدام می‌شود، اما مرگ او بذر مقاومت را در دل شاگردانش و مردم شهر می‌کارد.
در نگاه اول این فیلم درامی از دوران اشغال فرانسه به نظر می‌رسد، اما وقتی از دریچه سینمای مقاومت به آن خیره می‌شویم، با یک رخداد تمام‌عیار روبه‌روییم. داستان آلبرت لوری، آن معلم بزدل و تحت سلطه‌ای که در دادگاه نازی‌ها ناگهان به سوژه‌ای سیاسی بدل می‌شود، تبلور گذار از انفعال بورژوایی به کنش گری است. فیلمساز اینجا برخلاف کلیشه‌های رایج، مقاومت را نه در اسلحه، که در کلام و بیدار کردن وجدان خفته جست‌وجو می‌کند.
آلبرت با نطق نهایی‌اش، دیوار سکوت هم‌دستان محلی و نازی‌ها را فرو می‌ریزد و ثابت می‌کند که برای مقاومت، پیش از هر چیز باید خود را از بند ترس رهانید. صحنه‌ کلاس درس در پایان فیلم به یاد ماندنی است جایی که حتی پس از مرگ فیزیکی معلم، بذر تفکر مقاومت در ذهن شاگردان کاشته شده و حقیقت، ولو با هزینه‌ جان، محقق می‌شود. این فیلم رنوآر، مرثیه ای دردمند از تباهی جامعه‌ای است که در غیاب کنش فردی به زوال می‌رود، و درس بزرگش این است که مقاومت، نه یک انتخاب قهرمانانه، که ضرورت اخلاقی بودن در جهانی است که مدام به سمت فاشیسم می‌لغزد.
14 بازدید