یادداشت•۲۸ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰۰:۱۰
3 دقیقه مطالعه
24

نقد فیلم «سرزمین دیگری نیست»

#جشنواره فیلم مقاومت#جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت
نقد فیلم «سرزمین دیگری نیست»

مستند سرزمین دیگری نیست No Other Land 2024



نویسنده: حامد چگینی


در این فیلم، مقاومت صرفاً به معنای تقابل فیزیکی با اشغالگر نیست، بلکه روایت حضور در برابر سیاست حذف است. این فیلم، به‌ویژه با تمرکز بر روستای مسافر یطا، الگویی از سینمای مقاومتی را ارائه می‌دهد که از کلیشه‌های رایج فاصله گرفته و به سمت مستندسازی هستی‌شناختی حرکت می‌کند. این فیلم از منظر سینمای مقاومت در سه محور قابل تحلیل و نقد است : ۱. مقاومت به‌عنوان پافشاری بر سکونت در سینمای مقاومت کلاسیک، اغلب شاهد نمایش نبرد قهرمانانه هستیم. اما سرزمین دیگری نیست از الگوی مقاومت ایستا بهره می‌برد. اینجا، مقاومت نه در حمله، که در نرفتن معنا می‌شود. ۲. شکستن روایت تک‌صدایی نقطه قوت فیلم در تعامل میان باسل (فعال فلسطینی) و یووال (ژورنالیست اسرائیلی) نهفته است. در بسیاری از فیلم‌های مقاومت، دیگری (اشغالگر) تنها به‌عنوان یک کلیت شرور بازنمایی می‌شود. در اینجا، مقاومت به مثابه گفتگو در وضعیت نابرابر بازتعریف می‌شود. تقابل باسل و یووال، یادآور ایده‌های والتر بنیامین درباره‌ی تاریخ فرودستان است. باسل تلاش می‌کند یووال را از موقعیت ناظر همدل به موقعیت شاهد مسئول ارتقا دهد. این سینما، نه یک پروپاگاندای ساده، که یک مقاومت معرفت‌شناختی است؛ یعنی تلاش برای شکستن حباب آگاهی کاذب طرف مقابل از طریق به تصویر کشیدن مستقیم فروپاشی جهان زیسته‌ یک فلسطینی. ۳. اسطوره‌زدایی از فاجعه سینمای مقاومت جریان اصلی، گاهی تمایل دارد رنج فلسطینیان را به یک اسطوره‌ی انتزاعی و دوردست تبدیل کند که مخاطب فقط باید برای آن گریه کند. سرزمین دیگری نیست از این دام می‌گریزد. دوربین با خونسردی و بدون سانتی‌مانتالیسم رایج، جزئیات بروکراتیک اشغال (قوانین پیچیده‌ی منع ساخت‌وساز، دستورات تخلیه و…) را ثبت می‌کند. این یعنی مقاومت در برابر عادی‌سازی بی‌عدالتی. فیلم نشان می‌دهد که چگونه ساختارهای قانونی، ابزاری برای نابودی هستی‌شناختی یک ملت هستند. این بی‌رحمی صادقانه در نمایش زوال تدریجی، در واقع نوعی سینمای کلبی‌مسلک است که حقیقت را عریان و بدون روتوش به مخاطب جهانی عرضه می‌کند. جمع‌بندی: سرزمین دیگری نیست در سینمای مقاومت، یک قدم رو به جلو است؛ چرا که به جای تکیه بر تأثیرات احساسی آنی ، بر انباشت حقیقت زیسته تکیه می‌کند. این فیلم نشان می‌دهد که مقاومت، نه یک انفجار، که استمرار است. در واقع این فیلم سندی است بر اینکه چگونه می‌توان با دوربین به عنوان ابزار مشاهده، در برابر بولدوزر به عنوان ابزار حذف، سنگر ساخت. این همان زیستن آگاهانه در دل رنج است که در آن، قهرمان فیلم در عین آگاهی از احتمال نابودی، با سرسختی بر سر حق نام‌گذاری مکان ایستادگی می‌کند؛ چرا که سرزمین دیگری نیست، تأکیدی بر این حقیقت است که برای انسان، مکان فقط خاک نیست، بلکه بستری است که معنای هستی در آن شکل می‌گیرد.

24 بازدید