3 دقیقه مطالعه
17
نقد و بررسی فیلم «کجا میروی آیدا؟»
#هنر مقاومت#جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت

به نویسندگی و کارگردانی؛ یاسمیلا ژیانیچ
محصول؛۲۰۲۰
نویسنده؛ حامد چگینی
فیلم کجا میروی آیدا؟ بیش از آنکه یک فیلم جنگی دربارهی تاریخ بوسنی باشد، یک سیلی محکم به صورت تماشاگر است. اگر بخواهیم از زاویه سینمای مقاومت به این اثر نگاه کنیم، باید تعریفمان را از مقاومت تغییر دهیم. اینجا خبری از قهرمانهای کلیشهای با تفنگ و مشتهای گرهکرده نیست؛ مقاومت در این فیلم، چیزی بسیار درونیتر و شاید دردناکتر است.
اول از همه، مقاومت در برابر فراموشی.
ایدا در تمام طول فیلم، درگیر یک نبرد بیپایان است تا نگذارد حقیقت آن روزها زیر خروارها مصلحت و سکوت دفن شود. دنیایی که فیلم ترسیم میکند، دنیایی است که دوست دارد حقیقت را فراموش کند تا به زندگی عادیاش برسد. اما آیدا، با اصرار و جستجوی مداومش، این سکوت را میشکند. از نظر من، او نماد کسی است که نمیخواهد اجازه دهد روایتهای رسمی، تاریخ واقعی درد کشیدگان را پاک کنند. مقاومت او، به یاد آوردن است، آن هم وقتی همه دنیا دست به دست هم دادهاند تا فراموش کنند.
دوم، تغییر از انفعال به کنش.
شخصیت آیدا در ابتدای فیلم خیلی متفاوت است؛ او ابتدا در حصار امن خودش گیر کرده و شاید ناخودآگاه میخواهد چشمهایش را روی واقعیت ببندد. اما نقطه عطف فیلم، لحظهای است که او تصمیم میگیرد دیگر بیطرف نباشد. این همان لحظهای است که مقاومت آغاز میشود. سینمای مقاومت همیشه به ما میگوید که بزرگترین گناه، بیطرفی در برابر ظلم است. ایدا از یک زن ناظر، تبدیل میشود به شاهد صادقی که حاضر است هزینهی حقیقت را با تمام وجودش بپردازد.
سوم، تنهاترین مبارز در برابر سیستم.
چیزی که فیلم را اینقدر تلخ و واقعی میکند، این است که آیدا به عنوان یک فرد، در برابر دیوارهای عظیم مذهب، سیاست و دیپلماسی گیر افتاده است. او هیچ سلاحی ندارد، جز صدایش و اصرارش. در سینمای مقاومت، معمولاً فکر میکنیم قهرمان باید پیروز شود، اما این فیلم به ما یادآوری میکند که مقاومت همیشه به معنای پیروزی نظامی نیست. گاهی مقاومت یعنی همین که بمانی، شهادت بدهی و خرد نشوی حتی اگر کل سیستم دنیا علیه تو باشد.
و در نهایت، آن حس خفقان هنرمندانه.
ژان مارتین (کارگردان)، با دوربینش ما را در یک فضای بسته حبس میکند. این انتخاب فرمی، خودش بخشی از سینمای مقاومت است. او نمیخواهد ما با صحنههای حماسی سرگرم شویم؛ او میخواهد ما خفقان را لمس کنیم. این سبک بصری باعث میشود که تماشاگر همراه با ایدا، سنگینی واقعیت را روی سینهاش حس کند. این فیلم نمیخواهد تاریخ را دراماتیزه کند، بلکه میخواهد آن را مثل یک زخم باز به ما نشان دهد.
خلاصه اینکه
کجا میروی آیدا برای من روایت ایستادگی انسانی است که در میان آوار دروغ و سیاست، تنها سلاحش حقیقت است. مقاومت در این فیلم، نه در میدان جنگ، بلکه در ذهن و وجدان شخصیت اصلی اتفاق میافتد؛ جایی که او تصمیم میگیرد ببیند، حتی اگر دیدن، به قیمت فروپاشی تمام دنیای امنش تمام شود. این جسورانهترین شکل مقاومت است.
1
100%
دستهبندی
یادداشت17 بازدید
