یادداشت•۲۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۵۵
8 دقیقه مطالعه
43

همراه با ناصر طاهریان؛ نویسنده و کارگردان

#هنر مقاومت#سینما#جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت
همراه با ناصر طاهریان؛ نویسنده و کارگردان

مقاومت؛ خارج از کادر جنگ

اگر سینمای مقاومت فقط به جنگ نظامی محدود شود، بخش بزرگی از مفهوم خود را از دست می‌دهد. این جمله، شاید بهترین راه برای ورود به دنیای ناصر طاهریان باشد. نویسنده و کارگردانی که با اثر خود به نام « نمایشگاه » در هجدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت حضور داشت و اینک در آستانه نوزدهمین دوره جشنواره، با وی درباره تجربه فیلمسازی و سینمای مقاومت گفت‌وگو کرده ایم.



سینما، پرسشی که تصویر می شود

طاهریان از مسیری می‌گوید که با قصه و انسان آغاز شد و به دوربین رسید. مسیری که در آن، فیلمسازی فقط ساختن یک اثر نیست، بلکه مواجهه‌ای مداوم با انسان، جامعه و پرسش‌های زندگی است. وی سینما را پیش از هر چیز، یک پرسش می‌داند؛ پرسشی درباره انسان، انتخاب‌هایش و جهانی که در آن زندگی می‌کند. برای او نوشتن و کارگردانی هیچ‌وقت دو مسیر جدا نبوده‌اند. فیلمنامه نقطه آغاز یک جهان است و کارگردانی، تلاش برای زنده کردن آن جهان و تبدیل کلمات به احساس، تصویر و تجربه. برای او همیشه جذاب بوده است، پشت رفتارهای ظاهری آدم‌ها چه جهان پنهانی وجود دارد و سینما چگونه می‌تواند این جهان را کشف و به تصویر تبدیل کند. همین کنجکاوی، او را به سمت فیلمسازی کشاند.


قصه‌ها پیش از دوربین آمدند

علاقه طاهریان به سینما، خیلی پیش‌تر از تصمیمش برای فیلمساز شدن شکل گرفته بود. او همیشه دوست داشت بداند اگر یک انسان در موقعیت خاصی قرار بگیرد، چه انتخابی می‌کند و چه چیزی باعث می‌شود یک تصمیم را به تصمیم دیگری ترجیح دهد. در مقطعی احساس کرد تماشای قصه‌ها دیگر برایش کافی نیست و باید سوال های خودش را به قصه و تصویر تبدیل کند. از همان‌جا فیلمسازی برای او جدی شد. به باور او، فیلم ساختن در اصل نوعی پرسشگری است.


نقطه بحرانی، جایی که انتخاب آغاز می‌شود

انسان و تنهایی‌اش، انتخاب، ترس، امید، خانواده، جامعه، فقدان و موقعیت‌هایی که انسان را مجبور می‌کنند خودش را دوباره بشناسد، از دغدغه‌های اصلی طاهریان هستند. او به سینمایی علاقه دارد که فقط قصه تعریف نکند، بلکه بعد از تمام شدن فیلم، قصه تازه‌ای را در ذهن مخاطب آغاز کند. تعلیق برای او فقط ایجاد هیجان نیست. گاهی تعلیق یعنی مخاطب میان چند انتخاب اخلاقی و انسانی قرار بگیرد و خودش مجبور شود قضاوت کند. شاید به همین دلیل، شخصیت‌هایی برایش جذاب‌ترند که در نقطه بحرانی قرار می‌گیرند، جایی که دیگر نمی‌توانند از انتخاب کردن فرار کنند.


مقاومت، حفظ انسانیت در شرایط سخت

طاهریان مقاومت را فقط ایستادن در برابر یک دشمن یا قدرت بیرونی نمی‌داند. از نگاه او، مقاومت می‌تواند در عمیق‌ترین و شخصی‌ترین لحظه زندگی یک انسان اتفاق بیفتد: مقاومت یعنی انسان در سخت‌ترین لحظه، خودش را تسلیم نکند. او می‌گوید مقاومت گاهی یک مبارزه بزرگ و تاریخی نیست؛ ممکن است یک «نه» گفتن باشد، حفظ یک باور باشد، دفاع از انسانی بی‌صدا باشد یا حتی زنده نگه داشتن امید، زمانی که همه چیز انسان را به سمت ناامیدی هل می‌دهد. به نظرم یکی از عمیق‌ترین شکل‌های مقاومت، حفظ انسانیت در شرایطی است که انسان بودن سخت می‌شود. انسان ممکن است همه چیزش را از دست بدهد، اما اگر بتواند اختیار انتخاب خودش، وجدانش و امیدش را حفظ کند، هنوز شکست نخورده است. در فیلم او هم تلاش شده مقاومت بیشتر از آنکه یک شعار باشد، یک انتخاب انسانی باشد. انتخابی که شخصیت را در موقعیت دشوار قرار می‌دهد و مخاطب را وادار می‌کند از خودش بپرسد: اگر من جای او بودم، تسلیم می‌شدم یا می‌ایستادم؟


جنگ‌هایی که در سکوت اتفاق می‌افتند

طاهریان معتقد است اگر سینمای مقاومت فقط به جنگ نظامی محدود شود، بخش بزرگی از مفهوم خود را از دست می‌دهد. جنگ یکی از شکل‌های درگیری انسان است، اما انسان در طول زندگی با جنگ‌های دیگری هم روبه‌رو می‌شود؛ جنگ با ترس، فقر، تنهایی، فراموشی، بی‌عدالتی، ناامیدی و حتی بی‌تفاوتی. گاهی یک انسان در ظاهر در هیچ جنگی نیست، اما در درون خودش هر روز در حال مبارزه است. به همین دلیل او سینمای مقاومت را می‌تواند یک سینمای کاملاً انسانی بداند. سینمایی درباره کسانی که در شرایط دشوار تلاش می‌کنند چیزی را حفظ کنند؛ یک انسان، یک خانواده، یک باور، یک خاطره، یک حقیقت یا حتی یک ذره امید. وی در ادامه مقاومت را نه فقط درباره جنگیدن، بلکه درباره از دست ندادن چیزی که ارزش جنگیدن دارد، می داند.


ایده‌ای که باید رنگ واقعیت گیرد

از نگاه طاهریان، دشوارترین بخش فیلمسازی، تبدیل یک ایده ذهنی به یک جهان واقعی است. چیزی که در ذهن نویسنده بسیار کامل و روشن است، وقتی وارد مرحله تولید می‌شود با محدودیت‌های مالی، زمانی، امکانات، شرایط فیلمبرداری و مسائل مختلف اجرایی روبه‌رو می‌شود. او می‌گوید کارگردان باید یاد بگیرد میان چیزی که در ذهن دارد و چیزی که امکان ساختنش وجود دارد، تعادل پیدا کند. اما مهم‌تر از همه، حفظ روح اثر است. در سخت‌ترین شرایط تولید، حتی زمانی که ایده یک فیلم تا مرز
از دست رفتن پیش می‌رود، اصرار برای زنده نگه داشتن آن ایده، خودش نوعی مقاومت است.


جشنواره، نخستین پنجره برای دیده شدن

طاهریان حضور در هجدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت را اتفاقی ارزشمند می‌داند و خوشحال است که اثرش در کنار آثار دیگر فیلمسازان دیده شده است. برای او جشنواره فقط محل نمایش فیلم نیست، به گفته وی، فیلم زمانی زنده‌تر می‌شود که دیده شود، درباره آن حرف زده شود و مخاطب با آن وارد گفت‌وگو شود. همچنین ارزش جشنواره را فقط در جایزه‌اش خلاصه نمی‌کند و می‌گوید گاهی مهم‌ترین اتفاق، گفت‌وگویی است که بعد از نمایش یک فیلم شکل می‌گیرد. جشنواره می‌تواند برای یک فیلمساز جوان یکی از نخستین پنجره‌های جدی برای دیده‌شدن باشد. اما برای او بخش مهم‌تر جشنواره، ارتباط انسانی از جمله آشنایی با فیلمسازان، تهیه‌کنندگان، منتقدان و مخاطبان است. گاهی یک گفت‌وگوی کوتاه در حاشیه یک جشنواره می‌تواند مسیر یک پروژه یا حتی مسیر حرفه‌ای یک فیلمساز را تغییر دهد. طاهریان در ادامه یکی از مهم‌ترین مشکلات فیلمسازان جوان را فاصله میان استعداد و امکان تولید می‌داند. فیلمساز جوان ممکن است ایده، انگیزه و حتی فیلمنامه خوبی داشته باشد، اما برای تبدیل آن به فیلم با موانع مختلف روبه‌رو شود. به باور او، حمایت واقعی فقط حمایت مالی نیست. آموزش حرفه‌ای، ایجاد فرصت تولید، مشاوره، ارتباط با تهیه‌کنندگان و اعتماد به نسل تازه فیلمسازان هم بسیار مهم است. فیلمساز جوان بیش از هر چیز به فرصت واقعی برای تجربه کردن نیاز دارد، حتی اگر این تجربه گاهی با شکست همراه باشد. بخشی از سینما را نمی‌توان از روی کتاب یاد گرفت، باید دوربین را روشن کرد و ساخت.


ایجاد گره ذهنی لازمه ماندگاری اثر

طاهریان معتقد است فضای مجازی مرزهای دیده‌شدن را تغییر داده و فیلمساز جوان می‌تواند اثرش را به مخاطبی خارج از جغرافیای خودش معرفی کند. اما این فضا هم فرصت است و هم چالش. از یک طرف امکان دیده‌شدن بیشتر شده و از طرف دیگر حجم عظیم محتوا، جلب توجه مخاطب را دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، داشتن یک نگاه شخصی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مخاطب امروز شاید فرصت زیادی برای ماندن پای هر فیلم نداشته باشد، اما اگر اثری بتواند سوال یا احساسی واقعی در او ایجاد کند، احتمال ماندگاری آن بسیار بیشتر است.


مقاومت، زبان مشترک انسانیت

طاهریان برای ارتباط با مخاطب جوان و بین‌المللی می‌گوید باید از انسان شروع کرد، به گفته وی مخاطب جوان امروز باهوش است و خیلی سریع با روایت‌های کلیشه‌ای فاصله می‌گیرد. اگر یک مفهوم بزرگ را در قالب یک شخصیت واقعی، یک موقعیت انسانی و یک انتخاب دشوار روایت کنیم، مخاطب می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. حتی اگر زبان و فرهنگش با ما متفاوت باشد. به باور او، احساسات انسانی مرز ندارند. ترس، عشق، فقدان، امید، خانواده، تنهایی و انتخاب را همه انسان‌ها می‌فهمند. اگر سینمای مقاومت بتواند از این نقطه وارد شود، دیگر فقط یک روایت درباره یک جغرافیا یا یک دوره تاریخی نیست، بلکه تبدیل به داستان انسان می‌شود. و شاید این مهم‌ترین راه برای رسیدن یک فیلم به مخاطب جهانی باشد.


تقلید صرف سّد راه خلاقیت

طاهریان از فیلمسازان مختلفی تاثیر گرفته است؛ از سینمای انسانی و اخلاق‌محور گرفته تا سینمای فلسفی و تعلیقی. از کیارستمی اهمیت سکوت، سادگی و اعتماد به مخاطب را آموخته، از برگمان مواجهه با پرسش‌های فلسفی و بحران‌های درونی انسان را، و از فیلمسازان بزرگ جهان، اهمیت ساختن تعلیق از دل شخصیت و موقعیت را. اما مهم‌ترین درس او این است که فیلمساز باید در نهایت به زبان خودش برسد. تاثیرپذیری اگر به تقلید تبدیل شود، دیگر خلاقیت نیست.

قضاوت با مخاطب!

او دوست دارد فیلم تمام شود، اما در ذهن مخاطب همچنان ادامه داشته باشد، به گفته او اگر مخاطب بعد از فیلم از خودش بپرسد اگر من جای این شخصیت بودم چه تصمیمی می‌گرفتم؟ احساس می‌کنم فیلم به هدفش نزدیک شده است، گاهی یک سوال درست، ارزشمندتر از ده پاسخ آماده است. دوست دارم مخاطب بعد از خروج از سالن، فیلم را در ذهن خودش ادامه دهد و شاید حتی بخشی از خودش را در یکی از شخصیت‌ها پیدا کند.

تولید اثر به زبان شخصی

او در حال پیش‌تولید اولین سریال تلویزیونی برای شبکه است و علاقه دارد در ادامه مسیر، بیشتر به سمت آثاری برود که در کنار قصه و تعلیق، لایه‌های فلسفی و انسانی هم داشته باشند. برای او هر فیلم باید یک تجربه تازه باشد، هم برای مخاطب و هم برای خود فیلمساز. دوست دارد در آثار بعدی بیشتر فرم و روایت را تجربه کند و به زبان شخصی خودش نزدیک‌تر شود. زبانی که در آن قصه، تعلیق و پرسش‌های انسانی در کنار هم قرار بگیرند. همچنین توصیه طاهریان به فیلمسازان جوان این است که منتظر شرایط ایده‌آل نمانید! فیلمسازی از جایی شروع می‌شود که تصمیم می‌گیری یک قصه را واقعا بسازی، نه اینکه فقط درباره ساختنش حرف بزنی. باید مطالعه کرد، فیلم دید، یاد گرفت، تجربه کرد و حتی شکست خورد. فیلمساز جوان باید آن‌قدر فیلم بسازد تا کم‌کم بفهمد چه چیزی را نمی‌خواهد و بعد به زبان شخصی خودش برسد. توصیه من به فیلمساز جوان این است که برای دیده‌شدن فیلم بساز، اما برای ماندگارشدن حرفی برای گفتن داشته باش.

43 بازدید