یادداشت•۲۲ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۲۴
11 دقیقه مطالعه
36

جایابی و معناکاوی سینمای مقاومت در نظام بین‌الملل

جایابی و معناکاوی سینمای مقاومت در نظام بین‌الملل
بسم الله الرحمن الرحیم جایابی و معناکاوی سینمای مقاومت در نظام بین‌الملل؛ تحلیلی بر مبنای نظریه سازه‌انگاری و امنیت هستی‌شناختی هویت امیر نظامی مقدم دبیر اندیشکده راهبردی مقاومت و کارشناس مسائل بین الملل چکیده تحولات نظام بین‌الملل طی سه دهه اخیر نشان داده است که قدرت دیگر صرفاً در قالب مؤلفه‌های سخت نظامی، اقتصادی یا فناورانه تعریف نمی‌شود، بلکه عرصه هویت، معنا، روایت و بازنمایی نیز به یکی از میدان‌های اصلی رقابت قدرت‌ها تبدیل شده است. در چنین بستری، سینما به مثابه یکی از مهم‌ترین ابزارهای تولید معنا و بازنمایی هویت، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به ادراکات عمومی، مشروعیت‌بخشی به کنشگران و بازتعریف نظم بین‌المللی ایفا می‌کند. بر این اساس، «سینمای مقاومت» صرفاً یک ژانر هنری یا رسانه‌ای نیست، بلکه بخشی از قدرت گفتمانی و هویتی جبهه مقاومت محسوب می‌شود که در چارچوب نظریه سازه‌انگاری می‌توان آن را به عنوان کنشگری هویت‌ساز در نظام بین‌الملل تحلیل کرد. این نوشتار با بهره‌گیری از رهیافت سازه‌انگاری و مفهوم امنیت هستی‌شناختی، تلاش می‌کند جایگاه سینمای مقاومت را در بازتولید هویت مقاومت، تقویت مشروعیت گفتمان استقلال‌طلبی، مقابله با هژمونی روایت‌های غربی و تثبیت امنیت هویتی جوامع مقاومت تبیین کند. همچنین با استناد به آموزه‌های قرآن کریم، نشان داده می‌شود که مقاومت نه صرفاً یک واکنش سیاسی، بلکه یک هویت تمدنی و ارزشی است که بازنمایی آن در سینما می‌تواند به بازآفرینی نظم معنایی مستقل در نظام بین‌الملل کمک نماید. مقدمه جهان معاصر بیش از هر زمان دیگری به میدان رقابت روایت‌ها تبدیل شده است. اگر در دوران جنگ سرد رقابت میان قدرت‌ها عمدتاً بر مبنای موازنه نظامی و اقتصادی شکل می‌گرفت، امروز بخش عمده‌ای از نبرد در عرصه تولید معنا، بازنمایی هویت و مدیریت ادراکات عمومی جریان دارد. رسانه‌های تصویری، به‌ویژه سینما، در این فرآیند جایگاهی ممتاز یافته‌اند؛ زیرا قادرند ارزش‌ها، هویت‌ها، تهدیدها و قهرمانان را بازتعریف کرده و به حافظه جمعی ملت‌ها جهت دهند. از منظر نظریه سازه‌انگاری، واقعیت بین‌المللی محصول تعاملات اجتماعی و هنجارهای مشترک است و هویت بازیگران، منافع آنان را تعریف می‌کند. بدین معنا، دولت‌ها و ملت‌ها بر اساس برداشت‌های هویتی خود از «خود» و «دیگری» رفتار می‌کنند، نه صرفاً بر مبنای ملاحظات مادی. از این منظر، سینما یکی از مهم‌ترین سازوکارهای تولید و بازتولید این هویت‌ها به شمار می‌آید. در این چارچوب، سینمای مقاومت را باید بخشی از منظومه قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت دانست که با بازنمایی مفاهیمی همچون استقلال، عدالت، آزادی، کرامت انسانی، ظلم‌ستیزی و دفاع از مظلوم، به تولید معنا در نظام بین‌الملل می‌پردازد. این سینما نه در پی مشروعیت‌بخشی به خشونت، بلکه درصدد بازنمایی حق ملت‌ها در دفاع مشروع، مقابله با اشغالگری و حفظ هویت مستقل است؛ موضوعی که در اسناد حقوق بین‌الملل نیز در قالب اصل حق تعیین سرنوشت و حق دفاع مشروع ملت‌ها مورد توجه قرار گرفته است. سینمای مقاومت؛ از رسانه فرهنگی تا کنشگر هویتی در نظام بین‌الملل سازه‌انگاران، معتقدند که «آنارشی همان چیزی است که دولت‌ها از آن می‌سازند». این گزاره نشان می‌دهد که هویت، هنجارها و باورهای مشترک در شکل‌دهی به واقعیت بین‌المللی نقش بنیادین دارند. در این چارچوب، سینما دیگر صرفاً ابزار سرگرمی نیست، بلکه نهادی هویت‌ساز است که می‌تواند برداشت ملت‌ها از عدالت، مشروعیت، دشمن، امنیت و مقاومت را دگرگون سازد. هالیوود طی دهه‌های گذشته نمونه بارزی از بهره‌گیری قدرت‌های بزرگ از سینما برای تثبیت نظم مطلوب خود بوده است. بسیاری از آثار سینمایی غربی با بازنمایی گزینشی از جنگ‌ها، ملت‌ها و بازیگران غیردولتی، در عمل به بازتولید هژمونی معرفتی غرب کمک کرده‌اند. در مقابل، سینمای مقاومت تلاش می‌کند روایت بدیل از تحولات منطقه غرب آسیا ارائه دهد؛ روایتی که در آن، ملت‌های تحت اشغال یا تحت فشار، صرفاً قربانی یا بازیگر منفعل نیستند، بلکه کنشگرانی هویت‌مند، دارای اراده تاریخی و برخوردار از حق مقاومت در برابر سلطه معرفی می‌شوند. در این معنا، سینمای مقاومت، سازنده هویت جمعی جبهه مقاومت است و از طریق خلق نمادها، قهرمانان، خاطرات جمعی و روایت‌های تاریخی، سرمایه هویتی این جبهه را بازتولید می‌کند. مقاومت در اندیشه اسلامی؛ بنیان هنجاری سینمای مقاومت مقاومت در منظومه معرفتی قرآن؛ بنیان هنجاری و هویتی سینمای مقاومت از منظر قرآن کریم، مقاومت صرفاً یک واکنش مقطعی در برابر تهدید یا تجاوز نیست، بلکه بخشی از نظام هنجاری اسلام برای صیانت از هویت توحیدی، کرامت انسان، عدالت اجتماعی و مقابله با سلطه است. در این چارچوب، مقاومت پیش از آنکه یک راهبرد نظامی باشد، یک «هویت» است؛ هویتی که بر ایمان، عزت، استقلال، نفی سلطه و مسئولیت اجتماعی مؤمنان استوار شده است. همین ویژگی، مقاومت را به یک سازه اجتماعی و هنجاری تبدیل می‌کند که قابلیت بازتولید در عرصه فرهنگ، هنر و رسانه را دارد. این برداشت با مبانی نظری سازه‌انگاری نیز همخوانی دارد؛ زیرا سازه‌انگاری بر این اصل تأکید می‌کند که هویت‌ها، هنجارها و معانی مشترک، رفتار بازیگران را شکل می‌دهند. در نگاه قرآنی نیز، رفتار جامعه اسلامی محصول هویت ایمانی آن است و این هویت از طریق آموزه‌های وحیانی، حافظه تاریخی و روایت‌های دینی بازتولید می‌شود. از این منظر، سینمای مقاومت می‌تواند یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازنمایی و بازتولید این هویت در سطح ملی و بین‌المللی باشد. قرآن کریم در آیه شریفه: ﴿وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ﴾ (آل‌عمران: ۱۳۹) یکی از بنیادی‌ترین اصول امنیت هویتی را تبیین می‌کند. این آیه، عزت و برتری جامعه مؤمن را نه در برتری مادی، بلکه در استحکام هویت ایمانی می‌داند. بنابراین، مقاومت در منطق قرآن، سازوکاری برای حفظ «خودِ هویتی» جامعه اسلامی است. از منظر امنیت هستی‌شناختی نیز، جامعه‌ای که روایت عزت خود را از دست بدهد، حتی اگر از امنیت نظامی برخوردار باشد، با بحران هویت مواجه خواهد شد. سینمای مقاومت دقیقاً در همین نقطه اهمیت می‌یابد؛ زیرا با بازنمایی الگوهای ایثار، استقامت، شهادت و پیروزی، حافظه جمعی و احساس تداوم هویت را بازتولید می‌کند. از سوی دیگر، قرآن فلسفه مقاومت را صرفاً دفاع از منافع یک گروه یا سرزمین نمی‌داند، بلکه آن را مسئولیتی جهانی در قبال عدالت معرفی می‌کند: ﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ﴾ (نساء: ۷۵) در این آیه، دفاع از مستضعفان در کنار جهاد در راه خدا قرار گرفته است. این هم‌نشینی نشان می‌دهد که مقاومت در اندیشه اسلامی، صرفاً یک امر هویتی درون‌گروهی نیست، بلکه واجد بعدی انسانی، اخلاقی و جهان‌شمول است. بر همین اساس، سینمای مقاومت هرگاه بتواند رنج انسان‌های تحت اشغال، آوارگی ملت‌ها، نقض کرامت انسانی و مبارزه برای آزادی را با زبانی هنری و انسانی بازنمایی کند، در واقع ارزش‌های جهان‌شمول قرآن را در عرصه افکار عمومی جهانی بازتولید کرده است. اصل «نفی سلطه» نیز یکی از مهم‌ترین مبانی قرآنی مقاومت است. خداوند می‌فرماید: ﴿وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا﴾ (نساء: ۱۴۱) مفسران این آیه را از مهم‌ترین مستندات قرآنی نفی سلطه و استقلال جامعه اسلامی دانسته‌اند. بر این اساس، حفظ استقلال فرهنگی و هویتی، بخشی از تکلیف جامعه اسلامی است. اگر سلطه سیاسی بدون سلطه فرهنگی پایدار نمی‌ماند، مقابله با سلطه نیز بدون تولید روایت فرهنگی امکان‌پذیر نیست. از این منظر، سینمای مقاومت را می‌توان یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحقق اصل قرآنی نفی سبیل در حوزه فرهنگ و رسانه دانست؛ ابزاری که از طریق بازنمایی هویت مستقل، مانع استیلای روایت‌های سلطه‌گر بر ذهن و حافظه ملت‌ها می‌شود. قرآن کریم همچنین در ترسیم ویژگی‌های جامعه مقاوم می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾ (آل‌عمران: ۲۰۰) در این آیه، سه مفهوم «صبر»، «مصابره» و «مرابطه» بیانگر ابعاد مختلف مقاومت فردی، اجتماعی و تمدنی هستند. مقاومت، صرفاً تحمل فشار نیست؛ بلکه سازماندهی اجتماعی، حفظ انسجام، آمادگی مستمر و استمرار هویت جمعی را نیز شامل می‌شود. این مفاهیم، در ادبیات امنیت هستی‌شناختی، معادل حفظ تداوم روایت جمعی و جلوگیری از فروپاشی هویت تلقی می‌شوند. از سوی دیگر، قرآن کریم پیروزی را نه صرفاً نتیجه برتری سخت‌افزاری، بلکه محصول استقامت هویتی معرفی می‌کند: ﴿إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ﴾ (انفال: ۶۵) این آیه نشان می‌دهد که سرمایه اصلی جامعه مقاوم، قدرت معنوی و انسجام هویتی است. در عرصه سینما نیز آنچه ماندگار می‌شود، صرف نمایش قدرت مادی نیست، بلکه روایت‌هایی است که بر ایمان، امید، فداکاری، کرامت و هویت استوار باشند. همچنین قرآن کریم یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های فرهنگی جامعه اسلامی را «روایت حقیقت» می‌داند: ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ﴾ (نحل: ۱۲۵) این آیه نشان می‌دهد که میدان تقابل، تنها میدان نظامی نیست؛ بلکه عرصه اقناع، گفت‌وگو، حکمت و تولید معنا نیز بخشی از جهاد تمدنی است. از این منظر، سینمای مقاومت نه ابزار تبلیغات صرف، بلکه رسانه‌ای برای اقناع عقلانی، انتقال تجربه تاریخی، بازنمایی حقیقت و تولید سرمایه نمادین در نظام بین‌الملل است. در نهایت، قرآن کریم وعده غلبه نهایی گفتمان حق را چنین بیان می‌کند: ﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ﴾ (توبه: ۳۳؛ صف: ۹) این آیه افق تمدنی مقاومت را ترسیم می‌کند. بنابراین، بازنمایی هنری مقاومت در سینما صرفاً روایت گذشته یا حال نیست، بلکه بخشی از فرآیند ساخت آینده، تثبیت هویت تمدنی و مشارکت در شکل‌دهی به نظم هنجاری مطلوب در نظام بین‌الملل است. از منظر سازه‌انگاری، چنین روایتی به تدریج هنجارهای جدیدی را در ذهن مخاطبان داخلی و جهانی نهادینه می‌کند و ظرفیت اثرگذاری فرهنگی جبهه مقاومت را در سطح بین‌المللی افزایش می‌دهد. امنیت هستی‌شناختی و ضرورت بازنمایی هویت مقاومت یکی از مفاهیم مهم در مطالعات امنیت معاصر، «امنیت هستی‌شناختی» است. این مفهوم بیان می‌کند که بازیگران سیاسی تنها به دنبال بقای فیزیکی نیستند، بلکه برای حفظ تداوم هویت، حافظه تاریخی و روایت از خویشتن نیز تلاش می‌کنند. بر این اساس، امنیت زمانی محقق می‌شود که یک جامعه بتواند روایت منسجم و مستمری از هویت خود حفظ نماید. اگر این روایت دچار فروپاشی شود، حتی در شرایط امنیت نظامی نیز بحران هویت و ناامنی هستی‌شناختی پدید خواهد آمد. از این منظر، سینمای مقاومت یکی از ابزارهای اصلی تأمین امنیت هستی‌شناختی جبهه مقاومت است؛ زیرا با بازنمایی شهدا، ایثارگران، خانواده‌های مقاوم، ملت‌های تحت فشار و پیروزی‌های تاریخی، حافظه جمعی را حفظ کرده و مانع فراموشی هویت مقاومت می‌شود. جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته کوشیده است با تولید آثار سینمایی و مستند، روایت بومی از دفاع مقدس، مبارزه با هژمونی امریکا و نظام سلطه، جنگ با تروریسم، جنگ با رژیم صهیونیستی، دفاع از حرم‌های مطهر، مقاومت مردم فلسطین و ایستادگی ملت‌های منطقه را به بخشی از حافظه فرهنگی جامعه تبدیل کند. این فرآیند، علاوه بر تقویت انسجام داخلی، در سطح منطقه‌ای نیز به شکل‌گیری هویت مشترک میان ملت‌های محور مقاومت یاری رسانده است. سینمای مقاومت و قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران قدرت نرم، برخلاف قدرت سخت، مبتنی بر اقناع، مشروعیت و جذابیت فرهنگی است. اگرچه مفهوم قدرت نرم توسط جوزف نای مطرح شد، اما تجربه جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که این قدرت می‌تواند بر پایه ارزش‌های دینی، هویت تمدنی و فرهنگ مقاومت نیز شکل گیرد. در این چارچوب، سینمای مقاومت بخشی از سرمایه راهبردی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود. این سینما قادر است بدون توسل به اجبار، مخاطبان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را با مفاهیمی چون استقلال، عدالت، کرامت انسانی، ایثار، شهادت و دفاع از مظلوم آشنا سازد. از منظر سازه‌انگاری، چنین فرآیندی موجب شکل‌گیری هنجارهای جدید در نظام بین‌الملل می‌شود. هنگامی که مخاطبان جهانی مقاومت را نه به عنوان پدیده‌ای صرفاً امنیتی، بلکه به عنوان هویتی اخلاقی و عدالت‌محور درک کنند، مشروعیت این گفتمان در سطح بین‌المللی افزایش می‌یابد. نتیجه‌گیری سینمای مقاومت را نمی‌توان صرفاً شاخه‌ای از هنر یا رسانه دانست؛ بلکه این سینما بخشی از معماری هویتی جبهه مقاومت و یکی از مؤلفه‌های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در نظام بین‌الملل است. رهیافت سازه‌انگاری نشان می‌دهد که هویت، هنجارها و روایت‌ها، بنیان شکل‌گیری منافع و رفتار بازیگران بین‌المللی هستند و از این رو، سینمای مقاومت با تولید معنا، بازتعریف هویت و تثبیت حافظه تاریخی، در ساخت واقعیت اجتماعی نظام بین‌الملل نقش‌آفرینی می‌کند. از سوی دیگر، مفهوم امنیت هستی‌شناختی آشکار می‌سازد که حفظ روایت مقاومت، مبارزه با نظام سلطه و رژیم صهیونیستی، حافظه شهیدان، کرامت ملت‌های مظلوم و استمرار هویت جمعی، ضرورتی فراتر از امنیت نظامی است. هر اندازه سینمای مقاومت بتواند این روایت را با زبان هنری، حرفه‌ای، انسانی و جهان‌فهم بازنمایی کند، به همان میزان در تثبیت امنیت هویتی، افزایش سرمایه نمادین و ارتقای مشروعیت گفتمان مقاومت در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی موفق‌تر خواهد بود. در نهایت، از منظر اندیشه اسلامی، مقاومت نه صرفاً واکنشی به تهدید، بلکه تجلی هویت توحیدی، عدالت‌محوری و دفاع از کرامت انسان است. سینمای مقاومت، هنگامی که بر این مبانی قرآنی و در عین حال بر استانداردهای حرفه‌ای هنر سینما استوار باشد، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازنمایی حقیقت، مقابله با سلطه روایت‌های یک‌سویه و مشارکت در شکل‌دهی به نظمی عادلانه‌تر در عرصه بین‌المللی تبدیل شود. چنین جایگاهی، سینمای مقاومت را از یک ابزار فرهنگی صرف فراتر برده و آن را به کنشگری هویت‌ساز و اثرگذار در هندسه قدرت و معنا در نظام بین‌الملل ارتقا می‌بخشد.


دسته‌بندی

یادداشت
36 بازدید