یادداشت•۷ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰
13 دقیقه مطالعه
83

مصاحبه با سید مصطفی سیدالحسینی، کارگردان

#جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت
مصاحبه با سید مصطفی سیدالحسینی، کارگردان


بخش بزرگی از سینمای مقاومت، چون کوه یخی زیر آب است و فقط به نوک این کوه که از آب بیرون زده توجه می‌شود.


سید مصطفی سیدالحسینی، تهیه‌کننده و کارگردان سینمای مستند، سینمای مقاومت را فراتر از روایت مستقیم جنگ می‌داند و معتقد است بخش بزرگی از این سینما در روایت‌های انسانی، اجتماعی و فرهنگی پنهان است؛ روایت‌هایی که برای ارتباط با مخاطب امروز، به زبان و فرم تازه‌ای نیاز دارند.

سیدالحسینی که در هجدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت جایزه کارگردانی را دریافت کرده و امسال نیز فیلمش را برای حضور در نوزدهمین دوره جشنواره ثبت کرده است، در این گفت‌وگو از مسیر ورودش به سینما، تجربه ساخت آثار مستند، دشواری‌های تولید، روایت‌های کمتر دیده‌شده دفاع مقدس، نقش جشنواره‌ها در مسیر حرفه‌ای فیلمسازان جوان و ضرورت پیدا کردن زبان تازه برای سینمای مقاومت می‌گوید.


از کارشناسی فیزیک در بیرجند تا سینما


لطفاً خودتان را معرفی کنید و درباره مسیر ورودتان به سینما و مهم‌ترین تجربه‌های هنری‌تان بگویید.
من سید مصطفی سیدالحسینی هستم. فکر می‌کنم حدود سیزده، چهارده سال پیش بود که وارد فضای سینما شدم. آن زمان دوران کارشناسی را در بیرجند می‌گذراندم و به واسطه فعالیت‌هایی که داشتیم، با حوزه هنری ارتباط پیدا کرده بودم. رشته من فیزیک بود، اما فعالیت‌هایمان باعث شد با حوزه هنری ارتباط داشته باشیم.
بعد از مدتی به مشهد برگشتم. آقای کریمیان، رئیس وقت حوزه هنری، از علاقه من به سینما خبر داشت و به من گفت به بیرجند برگردم و در حوزه هنری آنجا فعالیت کنم. من هم رفتم و حدود یک سال در حوزه هنری خراسان جنوبی مشغول بودم.
واقعاً آنجا بود که اولین فیلمم را ساختم. اتفاقاً کارم را با فیلم داستانی کوتاه شروع کردم. ایده آن از حدود یک سال قبل شکل گرفته بود، اما در حوزه هنری استان خراسان جنوبی این فرصت برایم فراهم شد که هم یاد بگیرم و هم تولید کنم.
در همان یک سال، یک فیلم داستانی کوتاه و چند فیلم مستند ساختم و تجربه‌های مختلفی به دست آوردم. اینکه در کنار دوستان و همکارانم باشم و همکاری کنم، برای من تجربه بسیار ارزشمندی بود. همیشه از حوزه هنری و آقای کریمیان به نیکی یاد می‌کنم که این فرصت را فراهم کردند تا وارد این فضا شوم.
همه تجربه‌هایم را دوست دارم. از هرکدام درسی گرفته‌ام و سعی کرده‌ام هر کاری با کار قبلی تفاوت داشته باشد و چالش تازه‌ای برایم ایجاد کند.
اگر بخواهم از یکی از مهم‌ترین تجربه‌هایم نام ببرم، به فیلم مستند «هفت سال اینجا» برمی‌گردم، به خاطر فرم اجرا و تجربه‌ای که در آن داشتم. در این فیلم برای بازسازی داستانی از میزانسن و فضای تئاتر استفاده کردیم. این تجربه اول من در بازسازی داستانی بود و اینکه بتوانم موضوعی مرتبط با دفاع مقدس را با یک فرم جدید روایت کنم، برایم خیلی جذاب بود.
این تجربه بعدها در کارهای دیگرم هم ادامه پیدا کرد، اما «هفت سال اینجا» به نظرم یکی از مهم‌ترین تجربه‌های هنری من در این سال‌ها بود و خیلی به رشد من در مسیر حرفه‌ای کمک کرد.

سینما از یک عشق شروع شد


علاقه شما به سینما و فیلمسازی از چه زمانی شکل گرفت؟ چه اتفاقی باعث شد تصمیم بگیرید فیلم بسازید؟
واقعاً نمی‌دانم چطور شکل گرفت. ممکن است بعضی‌ها لحظه مشخصی را به یاد داشته باشند که بدانند دقیقاً از کجا و چه اتفاقی باعث شد به سینما علاقه‌مند شوند، اما درباره من این‌طور نبود.
شاید از همان علاقه‌ای بود که به سینما داشتم و بعد دغدغه‌هایم به رسانه و مسائل مختلف وصل شد. اولین کارم را با سینمای داستانی شروع کردم و هنوز هم آن فیلم کوتاه را دوست دارم، اما بعد از آن سراغ سینمای مستند رفتم و همچنان در این حوزه فعالیت می‌کنم؛ اگر بخواهم خلاصه بگویم، فکر می‌کنم از یک عشق بود. من عاشق سینما هستم و خوشحالم که این اتفاق برایم افتاد.


روایت‌هایی که کمتر دیده شده‌اند.


چه موضوعات و دغدغه‌هایی بیش از همه شما را به سمت فیلمسازی می‌برند؟
بعد از مدتی متوجه شدم دغدغه‌ام موضوعاتی است که شاید کمتر به آن‌ها پرداخته شده، آدم‌هایی که کمتر درباره‌شان صحبت شده و اتفاقات دراماتیکی که شاید حق روایتشان آن‌طور که باید ادا نشده است.
به‌خصوص در موضوع دفاع مقدس هشت‌ساله، ما با یک دوره هشت‌ساله طرفیم که به نظرم اقیانوسی از روایت‌های ناب و دراماتیک در دل خودش دارد. خیلی از این روایت‌ها هنوز تازه‌اند و برای امروز ما حرف دارند.
خیلی از این روایت‌ها را می‌شود برای اتفاقات امروز و حتی سبک زندگی امروز بازخوانی کرد. شخصیت‌ها و موضوعات بسیار مغفول و جذابی در این دوره وجود دارد که هم از نظر دراماتیک ظرفیت بالایی دارند و هم کمتر درباره‌شان صحبت شده است.



مقاومت فقط در میدان جنگ نیست


«مقاومت» در نگاه شما چه معنایی دارد و این مفهوم چگونه در آثارتان شکل گرفته است؟
مقاومت واقعاً معنای گسترده‌ای دارد و بستگی دارد در چه بستری به آن نگاه کنیم. در بستر اقتصادی مقاومت داریم، در حوزه اجتماعی هم می‌توانیم مقاومت داشته باشیم.
البته وقتی از مقاومت حرف می‌زنیم، اولین چیزی که به ذهن متبادر می‌شود جنگ و دفاع در برابر دشمن است، اما واقعاً مفهوم بسیار گسترده‌تری دارد و در خیلی از ژانرها می‌شود درباره آن صحبت کرد.
در فیلم‌هایی که ساخته‌ام، شخصیت یا شخصیت‌هایی داریم که با دو نوع مقاومت مواجه‌اند. یک مقاومت بیرونی دارند، یعنی از عقیده و وطنشان دفاع می‌کنند و در برابر جنگی که به آن‌ها تحمیل شده، ایستادگی می‌کنند. در کنار آن، یک مقاومت درونی هم دارند.
مثلاً در «هفت سال اینجا» با یک رزمنده عراقی مواجهیم که اسیر عراقی‌ها می‌شود. او غیر از اینکه برای لو نرفتن هویتش مقاومت می‌کند، در برابر شرایط ذهنی و روانی که به او تحمیل می‌شود هم مقاومت دارد. باید صبر کند، باید ایستادگی کند و اجازه ندهد امیدش تمام شود. این‌ها چالش‌های درونی او هستند.
در «پوتین‌های زنانه» هم با دختران جوان رزمنده‌ای مواجهیم که علاوه بر مقاومتی که در دفاع از وطن و در برابر دشمن دارند، با چالش‌های مربوط به زیست زنانه خودشان در آن برهه هم روبه‌رو هستند. برای من مهم بود که مقاومت را تک‌بعدی نشان ندهم و بتوانم معنای گسترده‌تری از آن استخراج کنم.



سینمای مقاومت، یک کوه یخ است


به نظر شما سینمای مقاومت تا چه اندازه می‌تواند فراتر از روایت جنگ و درگیری نظامی، به موضوعات انسانی، اجتماعی و فرهنگی بپردازد؟
من وقتی از مقاومت صحبت می‌کنم، منظورم در اینجا مقاومت در برابر ظلم و دشمن خارجی است که به خاک کشور حمله می‌کند. ما جنگ تحمیلی هشت‌ساله را داریم، جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه را داریم و اتفاقات دیگری که به ما تحمیل شده و در برابرشان مقاومت شکل گرفته است.
اگر بخواهم سینمای مقاومت را به یک کوه یخ تشبیه کنم، آن نوک کوه یخ که از آب بیرون زده، روایت مستقیم جنگ و درگیری نظامی است. به نظرم بخش عظیمی از این کوه یخ که زیر آب قرار دارد، مسائل انسانی، اجتماعی و فرهنگی است.
به همین خاطر است که می‌گویم واقعاً با یک اقیانوس روایت مواجهیم. این اقیانوس مملو از روایت‌های اجتماعی و انسانی است که متناسب با نیازهای روز هستند. فقط نیاز دارد فیلمساز بیاید این روایت‌ها را استخراج کند و با فرم امروزی و متناسب با ذائقه جوان‌ها و مخاطب امروز، آن‌ها را به فیلم تبدیل کند.
«پوتین‌های زنانه» نمونه‌ای از همین نگاه است. ما در این فیلم با یک روایت زنانه از جنگ مواجهیم. مسئله حضور زنان در جنگ، زیست زنان و تجربه انسانی آن‌ها مطرح می‌شود. این‌ها مسائلی هستند که امروز هم می‌توانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند.
در «پوتین‌های زنانه» جنگ به معنای نظامی‌گری و درگیری نظامی، محور اصلی نیست. بیشتر با زیست این کاراکترها مواجهیم. این خودش شاهدی است بر اینکه چنین روایت‌هایی وجود دارند.
در کنار اینکه باید درباره جنگ و درگیری نظامی به عنوان یک اتفاق تاریخی صحبت کرد، به نظرم باید درباره تبعات این جنگ، پشتیبانی‌هایی که در آن اتفاق افتاده و اتفاقات انسانی و اجتماعی ناشی از آن هم بیشتر صحبت کنیم. این‌ها به نظرم بسیار مهم‌تر هستند.



سخت‌ترین مرحله، پیدا کردن روایت است


در مسیر ساخت فیلم، از شکل‌گیری ایده و پیش‌تولید تا فیلمبرداری و پس‌تولید، دشوارترین تجربه‌ای که پشت سر گذاشته‌اید چه بوده است؟
سینمای مستند واقعاً سخت است. دوستانی که در حوزه سینمای مستند فیلم ساخته‌اند، قطعاً این را تأیید می‌کنند. البته برای هر فیلمساز ممکن است بخش دشوار کار متناسب با موضوع و مدل فیلمسازی‌اش متفاوت باشد.
برای من معمولاً یکی از دشوارترین مراحل، پیش‌تولید است؛ از زمانی که ایده شکل می‌گیرد و قرار است تبدیل به فیلم شود. این مرحله معمولاً بیشترین زمان را برای من می‌برد، چون باید ایده خام پخته شود و به روایت برسد. روایت هم باید قابلیت ساخته شدن پیدا کند تا در نهایت بتواند تبدیل به فیلم شود.
این روند واقعاً سخت و زمان‌بر است و انرژی زیادی می‌گیرد. گاهی با یک شخصیت یا قصه مواجه می‌شوید که به خودی خود جذاب است، چالش دارد، اوج و فرود دارد، اما مسئله این است که چطور آن را تبدیل به یک روایت سینمایی کنید.
در «هفت سال اینجا» برای من سخت‌ترین کار این بود که بتوانم از میزانسن تئاتر در بازسازی داستانی به عنوان فرم استفاده کنم و در عین حال روایت را پیش ببرم.
در «پوتین‌های زنانه» هم اهمیت حضور زنان در جنگ و چالش‌های آن‌ها مطرح بود. اینکه فیلم درباره زنان باشد و روایتش واقعاً زنانه باشد، به نظرم یکی از دشوارترین و در عین حال لذت‌بخش‌ترین تجربه‌های من بود. جشنواره‌ای که می‌تواند به سینمای مقاومت جهت بدهد

حضور در هجدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت چه اهمیتی برای شما داشت؟ آیا امسال هم در نوزدهمین دوره جشنواره فیلم دارید؟

جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت یکی از برندهای معتبر و جشنواره‌های مهم سینمای ایران است، به‌خصوص برای کسانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند.
البته جشنواره در دوره‌های اخیر با چالش‌های جدی در نحوه اجرا مواجه بوده و فراز و فرودهایی داشته، اما به نظرم همچنان یکی از مهم‌ترین جشنواره‌هاست و می‌تواند نقش مهمی در سیاست‌گذاری سینمای مقاومت داشته باشد.
ما که در این حوزه کار ساخته‌ایم و می‌سازیم، می‌دانیم تولید در حوزه دفاع مقدس و ادبیات مقاومت از مرحله طرح و تصویب تا اجرا و دیده‌شدن با چه چالش‌هایی مواجه است.
این جشنواره می‌تواند ویترینی برای نشان دادن این آثار باشد و واقعاً اثرگذار باشد و به این سینما جهت بدهد.
در هجدهمین دوره جشنواره توفیق داشتم جایزه مهم کارگردانی را بگیرم که برای من بسیار ارزشمند بود. امسال هم فیلمم را برای نوزدهمین دوره جشنواره ثبت‌نام کرده‌ام.
جشنواره فقط محل نمایش فیلم نیست

به نظر شما جشنواره‌ها چه نقشی در دیده‌شدن و شکل‌گیری مسیر حرفه‌ای فیلمسازان جوان دارند؟
حضور در جشنواره مهم است، اما به تنهایی کافی نیست. یک‌سری بسترها باید فراهم شود. اول اینکه خود جشنواره باید برند و مخاطب خودش را داشته باشد. آثاری که در جشنواره حضور پیدا می‌کنند، به‌خصوص آثار فیلمسازان جوان، وقتی می‌توانند در مسیر حرفه‌ای تأثیر بگذارند که مخاطب داشته باشند و فیلم دیده شود.
باید در خود جشنواره بسترهایی برای گفت‌وگو درباره فیلم‌ها، نقد و بررسی و صحبت با فیلمسازان فراهم شود. این‌ها باعث می‌شود فیلمساز جوان بیشتر دیده شود.اگر جشنواره از نظر رسانه‌ای موفق نباشد، مخاطب چطور متوجه شود که اصلاً چنین فیلمی در جشنواره حضور دارد؟
از طرف دیگر، باید توجه تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران هم جلب شود. آن‌ها باید بدانند جشنواره معتبر است و فیلم‌هایی که در آن حضور پیدا می‌کنند، ارزش دیدن دارند. شاید یکی از اهداف این باشد که استعدادهای جوان را کشف کنند و برای کارهای جدیدشان به سراغ این فیلمسازان بروند.
مسئله دیگر، اکران فیلم‌ها و نقد و گفت‌وگو درباره آن‌هاست. کارگردان باید بتواند درباره اثرش صحبت کند و فیلم در فضای مجازی، تلویزیون و رسانه‌ها ضریب بگیرد. به نظرم این اتفاق، مخصوصاً برای فیلمساز جوان، می‌تواند تأثیر مثبتی در مسیر حرفه‌ای داشته باشد.


سینمای مستند در یک چرخه معیوب


مهم‌ترین مسئله‌ای که امروز فیلمسازان جوان برای ورود و ادامه مسیر حرفه‌ای در سینما با آن روبه‌رو هستند چیست؟ چه حمایتی می‌تواند به آن‌ها کمک کند؟
زمینه فعالیت حرفه‌ای من سینمای مستند است و درباره این بخش از سینما می‌توانم صحبت کنمريال به نظرم مهم‌ترین مسئله، بحث حمایت است، اما نه فقط حمایت مالی. اگر سینمای مستند را یک چرخه در نظر بگیریم، حمایت مالی یکی از بخش‌های این چرخه است.
بحث چرخه اقتصادی آثار مهم است. سیاست‌گذاری موضوعی هم اهمیت دارد. اینکه چقدر گستره موضوعات وسیع باشد، چقدر تنوع وجود داشته باشد و چقدر نگاه متکثری به آدم‌ها و موضوعات در سیاست‌گذاری‌ها شکل بگیرد.
مسئله بعدی پخش و اکران آثار است. فیلم باید به دست مخاطب برسد، آن هم در زمان مناسب و از طریق رسانه، پلتفرم یا فضای مجازی مناسب. اگر این چرخه درست اتفاق بیفتد، کمک بسیار زیادی به سینمای مستند می‌کند. فیلمساز هم باید کار خودش را درست انجام دهد، خلاق باشد، ایده‌های ناب داشته باشد و البته صبر داشته باشد. در سینمای مستند، آدم باید صبور باشد.
متأسفانه ما در یک چرخه معیوب قرار گرفته‌ایم و حتی فیلمسازان پیشکسوت و باتجربه ما هم برای ادامه کار و فعالیت با مشکلات جدی مواجه‌اند. به نظرم اگر همین چرخه‌ای که گفتم درست شکل بگیرد، مهم‌ترین حمایتی است که می‌تواند اتفاق بیفتد.
مخاطب امروز، سینمای متناسب با امروز را می‌خواهد برای اینکه فیلم‌های مرتبط با مقاومت بتوانند با مخاطبان جوان و بین‌المللی ارتباط برقرار کنند، چه چیزهایی باید در شیوه روایت و نگاه فیلمساز مورد توجه قرار گیرد؟
به نظرم مهم‌ترین مسئله، زاویه نگاه و نوع نگاهی است که متناسب با زمانه باشد و حرف جدیدی بزند، فیلمساز باید بتواند حرفی را که می‌خواهد بزند، با زبان خودش و با فرم جدید و خلاقیت بیان کند.
مخاطبی که امروز قرار است فیلم ما را ببیند، با مخاطب دهه ۷۰ یا ۸۰ تفاوت دارد. اگر مخاطب امروز یک جوان بیست‌ساله باشد، طبیعی است که فرم فیلم، حرف فیلم و نگاهش با فیلمی که در دهه ۷۰ یا ۸۰ در حوزه مقاومت ساخته شده، فرق کند.
این تفاوت باعث می‌شود سینمای مقاومت مخاطب خودش را حفظ کند، مخاطب بیشتری به دست بیاورد و زمینه برای سرمایه‌گذاری و ساخت آثار بیشتر در این حوزه فراهم شود.


روایت، قبل از دوربین


اگر بخواهید به جوانی که می‌خواهد نخستین فیلمش را بسازد یک توصیه کنید، چه می‌گویید؟

من در جایگاهی نیستم که بخواهم توصیه کنم و فقط انتقال تجربه دارم انجام می‌دهم. به جوانی که می‌خواهد فیلمسازی را شروع کند، پیشنهاد می‌کنم قبل از هر چیز بداند چه می‌خواهد.
حتماً با موضوع یا سوژه‌اش ارتباط بگیرد و آن را واقعاً بفهمد. قبل از اینکه دست به دوربین ببرد، باید بداند می‌خواهد چه چیزی را روایت کند و دوست دارد مخاطب چه فیلمی ببیند.
قبل از تولید، فیلم را در ذهنش ببیند. حالا به هر روشی که برایش ممکن است. روی کاغذ بیاورد، بنویسد، تخیل کند یا هر مدلی که به آن می‌رسد. اما روایت را در اولویت قرار دهد.
ما عوامل و ابزار فیلم در خدمت روایت هستیم. روایت اول است. روایت، روایت و باز هم روایت. بعد با استفاده از ابزار تبدیل می‌شود به تصویر و در نهایت فیلم ساخته می‌شود.
روایت خیلی مهم است و زمانی شکل می‌گیرد که ما بدانیم چه می‌خواهیم. وقتی بدانیم چه می‌خواهیم، خیلی از مشکلات حل می‌شود و اشتباهاتمان در مسیر تولید کاهش پیدا می‌کند.
و البته باید بدانیم مسیر سختی است و باید صبر داشته باشیم.

سینما، مثل زندگی

اگر بخواهید سینما را با یک جمله و مقاومت را با یک واژه توصیف کنید، چه می‌گویید؟

سینما را مثل یک زندگی می‌بینم و مقاومت را یکی از رنگ‌های زندگی.
83 بازدید