7 دقیقه مطالعه
98
مصطفی رستمپور: سینمای مقاومت باید از شعار فاصله بگیرد و به انسان برسد
#هنر مقاومت#گفتمان مقاومت#سینما#بنیاد فرهنگی روایت فتح#جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت

«سینمای مقاومت اگر قرار باشد ماندگار باشد، باید از شعار فاصله بگیرد و به انسان برسد.» مصطفی رستمپور، فیلمساز «مارپله»، که اثرش در هجدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت حضور داشت؛ امسال در آستانه نوزدهمین دوره جشنواره با رستمپور درباره تجربه فیلمسازی و نگاهش به سینمای مقاومت گفتوگو کردهایم.
رستمپور در گفتوگو با روابط عمومی نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، از مسیر ورودش به سینما، دغدغههایش در فیلمسازی، تجربه ساخت «مارپله» و نگاهی گفت که مقاومت را محدود به جنگ و درگیری نظامی نمیداند. از نگاه او، سینمای مقاومت زمانی میتواند مخاطب امروز را با خود همراه کند که از دل موقعیتهای انسانی به مفهوم مقاومت برسد.
سینما برای من از تماشا شروع شد
رستمپور مسیر ورودش به سینما را حاصل سالها علاقه و تجربه میداند، نه یک اتفاق ناگهانی.
او میگوید: «من مصطفی رستمپور هستم؛ فیلمساز و فعال در حوزه سینمای کوتاه و بلند. مسیر من در سینما بیشتر از آنکه از یک اتفاق ناگهانی شروع شده باشد، حاصل سالها علاقه، تجربه و تلاش برای پیدا کردن زبان شخصی خودم در سینماست.»
علاقه به فیلمسازی به تدریج به نیاز برای روایت کردن رسید. «هرچه بیشتر فیلم دیدم، بیشتر احساس کردم که دوست دارم فقط تماشاگر قصههای دیگران نباشم و خودم هم چیزی برای گفتن داشته باشم.»
رستمپور معتقد است وقتی یک حرف، تصویر یا دغدغه دیگر با زبان معمول قابل بیان نیست، سینما جدی میشود. برای او نیز فیلمسازی از همین نقطه آغاز شده است.
انسان و پیچیدگیهای زندگی، بخش مهمی از دغدغههای این فیلمساز است. او درباره موضوعاتی که بیشتر از همه به سمتشان کشیده میشود، میگوید: «بیشتر از هر چیز، انسان و پیچیدگیهای زندگی او برایم جذاب است؛ انتخابهایی که در شرایط سخت انجام میدهد، ترسها، امیدها، شکستها و تلاش برای دوباره ایستادن.»
او به مسائل اجتماعی نیز علاقه دارد، بهخصوص موضوعاتی که کمتر دیده میشوند اما اثر عمیقی بر زندگی انسانها دارند. از همین منظر، «مارپله» برای رستمپور اهمیت دارد و به گفته خودش، فیلم در جشنوارههایی با رویکرد اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
مقاومت از میدان جنگ بزرگتر است
مقاومت در نگاه رستمپور تنها به مواجهه با یک دشمن بیرونی محدود نمیشود.
او میگوید: «برای من مقاومت فقط ایستادن در برابر یک دشمن بیرونی نیست. گاهی مقاومت یعنی انسان در سختترین شرایط، انسانیت خودش را از دست ندهد.»
از نظر او، مقاومت میتواند ادامه دادن، امید داشتن در شرایط دشوار یا انتخاب درست در موقعیتی باشد که این انتخاب هزینه دارد.
رستمپور درباره نسبت این نگاه با سینمای مقاومت تأکید میکند: «سینمای مقاومت اگر قرار باشد ماندگار باشد، باید از شعار فاصله بگیرد و به انسان برسد.»
او جنگ را یکی از شکلهای مقاومت میداند، اما معتقد است زندگی نیز موقعیتهای فراوانی برای روایت مقاومت دارد.
«یک انسان میتواند در برابر فقر، ناامیدی، بیعدالتی، تنهایی یا حتی فروپاشی درونی خودش مقاومت کند. اگر سینمای مقاومت بتواند این لایههای انسانی را پیدا کند، دیگر فقط متعلق به یک دوره یا یک جغرافیا نخواهد بود؛ تبدیل به سینمایی میشود که مخاطب در هر جای دنیا میتواند بخشی از خودش را در آن پیدا کند.»
رستمپور «مارپله» را نیز در همین چارچوب تعریف میکند: ««مارپله» هم برای من بیش از آنکه درباره یک مفهوم انتزاعی باشد، درباره انسان و مواجهه او با دشواریهای زندگی است.»
تجربه ساخت «مارپله»
ساخت فیلم کوتاه از نگاه رستمپور، به دلیل کوتاه بودن زمان فیلم، لزوماً سادهتر از ساخت فیلم بلند نیست.
او میگوید: «در فیلم کوتاه باید در زمان بسیار کمی جهان فیلم را ساخت، شخصیت را معرفی کرد و مخاطب را به نقطهای رساند که چیزی در ذهن و احساسش باقی بماند.»
هماهنگی عوامل، محدودیتهای تولید، زمان فیلمبرداری و رسیدن به کیفیت موردنظر از چالشهای اصلی ساخت «مارپله» بوده است. با این حال، او همراهی گروه را یکی از مهمترین تجربههای خود در این پروژه میداند.
حضور فیلم در نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت نیز برای رستمپور صرفاً یک حضور در کارنامه جشنوارهای نیست. «هر جشنواره فرصتی است برای اینکه فیلم در برابر نگاههای تازه قرار بگیرد و با مخاطب و فیلمسازان دیگری گفتوگو کند.»
او جشنواره را برای فیلمساز جوان یک نقطه اتصال میداند، میان فیلمساز، مخاطب، منتقد، تهیهکننده و دیگر فیلمسازان. «گاهی یک حضور جشنوارهای فقط یک عنوان در کارنامه نیست؛ ممکن است باعث شود فیلم دیده شود، ارتباطی شکل بگیرد و مسیر تازهای برای فیلمساز ایجاد شود.»
رستمپور که «مارپله» را در جشنوارههای مختلف داخلی و خارجی نیز عرضه کرده، میگوید همین مسیر باعث شده مخاطبان متفاوتی با فیلم آشنا شوند. با این حال، انتظار او از حضور در جشنواره بیشتر از جایزه است: «دیدهشدن فیلم و شکلگیری یک گفتوگو؛ اینکه فیلم بتواند مخاطب را چند دقیقه با خودش همراه کند و بعد از تمام شدنش، چیزی برای فکر کردن باقی بگذارد.»

فاصله میان استعداد و امکان تولید
رستمپور درباره مشکلات فیلمسازان جوان، به فاصله میان استعداد و امکان تولید اشاره میکند.
«فیلمساز جوان ایده و انگیزه دارد، اما برای تبدیل ایده به فیلم به امکانات، سرمایه، آموزش، ارتباط حرفهای و فرصت دیدهشدن نیاز دارد.»
از نظر او، حمایت از فیلمسازان جوان نیز نباید فقط به تأمین بودجه محدود شود. ایجاد فرصت برای تجربه، برگزاری کارگاههای جدی، ارتباط دادن فیلمسازان با تهیهکنندگان و فراهم کردن امکان دیدهشدن آثار، بخشی از حمایتی است که میتواند به ادامه مسیر آنها کمک کند.
در کنار این مسائل، فضای مجازی امکان تازهای برای دیدهشدن آثار فراهم کرده است. رستمپور میگوید: «امروز یک فیلم کوتاه میتواند بدون اینکه حتماً از مسیرهای سنتی عبور کند، به مخاطبانی در نقاط مختلف دنیا برسد.»
البته همین گستردگی، رقابت برای دیدهشدن را هم بیشتر کرده است. از نگاه او، فیلمساز جوان در کنار ساخت
فیلم خوب باید شیوه معرفی اثر و ارتباط با مخاطب را نیز یاد بگیرد.
مخاطب با انسان ارتباط برقرار میکند
رستمپور برای ارتباط سینمای مقاومت با مخاطبان جوان و بینالمللی، بیش از هر چیز بر فاصله گرفتن از شعار تأکید دارد.
«مخاطب امروز بیشتر از آنکه با شعار ارتباط برقرار کند، با انسان ارتباط برقرار میکند.»
به اعتقاد او، اگر قرار است درباره مقاومت حرف زده شود، بهتر است انسانی دیده شود که در حال مقاومت است، با ترسها، امیدها، شکستها و لحظهای که تصمیم میگیرد تسلیم نشود.
او میگوید: «به نظرم زبان سینما باید جهانی باشد، حتی اگر قصه کاملاً بومی باشد. وقتی احساس و مسئله انسانی باشد، مخاطب خارجی هم میتواند آن را بفهمد و با آن همذاتپنداری کند.»
این نگاه در شیوه مواجهه او با سینما نیز دیده میشود. رستمپور میگوید از فیلمسازانی که به جای توضیح دادن، اجازه میدهند تصویر با مخاطب حرف بزند، بیشتر آموخته است و برایش «صداقت در روایت، میزانسن درست، شخصیتپردازی و اعتماد به مخاطب» اهمیت دارد.
او معتقد است سینمای خوب بخشی از معنا را به مخاطب واگذار میکند.
«دوست دارم فیلم در همان لحظه تمام نشود»
رستمپور درباره واکنشی که دوست دارد مخاطب پس از دیدن فیلم داشته باشد، میگوید ترجیح میدهد اثرش بعد از تیتراژ هم در ذهن مخاطب ادامه پیدا کند.
«وقتی تیتراژ بالا میآید، مخاطب هنوز در ذهنش با شخصیتها و اتفاقات فیلم ادامه بدهد و از خودش بپرسد: اگر من جای او بودم، چه میکردم؟»
برای او بهترین واکنش مخاطب الزاماً اشک یا خنده نیست. «گاهی یک سکوت طولانی بعد از فیلم، از هر واکنشی ارزشمندتر است.»
«مارپله» نیز برای رستمپور پایان مسیر نیست. او میگوید در حال فکر کردن و کار روی ایدههای تازه است و امیدوار است در آثار بعدی بتواند زبان شخصی خود را بیشتر پیدا کند.
«به نظرم فیلمساز تا زمانی که فیلم بعدیاش را در ذهن نساخته باشد، هنوز از فیلم قبلی عبور نکرده است.»
او برای فیلمسازان جوان نیز یک توصیه روشن دارد: «منتظر شرایط ایدهآل نباشد. یاد بگیرد، فیلم ببیند، بنویسد، تجربه کند و حتی شکست بخورد، اما فیلمش را بسازد. چون سینما فقط با حرف زدن درباره فیلم ساخته نمیشود.»
رستمپور معتقد است فیلمساز جوان بیش از هر چیز باید تلاش کند صدای خودش را پیدا کند: «قرار نیست فیلمساز جوان شبیه فیلمساز دیگری باشد. شاید مهمترین چیزی که یک فیلمساز میتواند داشته باشد، نگاه شخصی خودش به جهان است.»
و در پایان، وقتی قرار است سینما را در یک جمله تعریف کند، میگوید: «سینما؛ تلاش برای دیدن آن چیزی است که دیگران از کنارش گذشتهاند.»
1
100%
98 بازدید
