4 دقیقه مطالعه
81
نقد و بررسی فیلم آتنا 2022
#جشنواره فیلم مقاومت#هنر مقاومت#سینما#جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت

فیلم آتنا
محصول سال 2022
کارگردان: رومن گاوراس
نویسنده: پگاه آذر
با کشته شدن یک پسربچهی الجزایریتبار به دست افرادی با لباس پلیس، شهرک فقیرنشین آتنا در حاشیهی پاریس مثل انبار باروت منفجر میشود، «آتنا» سینمای مقاومتی است که از دل جنگلهای چریکی به خیابانهای بتنی اروپا آمده؛ صدای نسلی که در حاشیه رها شده است، «آتنا» از آن دست فیلمهایی است که نمیتوانی آرام بنشینی و تماشایش کنی بلکه از ابتدا تماشاگرش را به میدان آشوب هل میدهد.
گاوراس از همان ابتدا تکلیفش را با فرم روشن میکند، شورش را برای تماشاگر تعریف نمیکند بلکه آن را به بدن تماشاگر منتقل میکند، میخواهد تماشاگر همان حسی را تجربه کنه که شخصیتها در آن گرفتارند.
«آتنا» با افتتاحیهی سینما آغاز میشود؛ دوربین از یک نشست خبری به خیابان، از خیابان به درگیری، از درگیری به ساختمان پلیس و بعد به محلهی آتنا میرود؛ گاوراس آنقدر به قدرت دوربین اعتماد دارد که حتی گاهی فراموش میکند دوربین باید در خدمت شخصیت و داستان باشد؛ در «آتنا»، شهر تبدیل به شخصیت میشود و دوربین خودش هم شورش میکند، و تقریباً فرصت نفس کشیدن ندارد؛ حتی وقتی همه ایستادهاند دوربین درحال حرکت است، از ساختمان بالا میرود، از پنجره بیرون میپرد، وارد ماشین میشود به جمعیت بر میگردد؛ دوربین هم مانند شخصیتهای فیلم راه برگشت ندارد.
گاوراس به تدریج فیلم را از یک خشونت خیابانی به یک تراژدی خانوادگی تبدیل میکند که یک مرگ پیوندهای خانواده را پاره کرده؛ «آتنا » در دل خانوادهای چهار نفره و از هم گسسته روایت میشود، چهار برادر که چهار واکنش متفاوت دارند؛ کریم خشمش را به دل مبارزه مصلحانه میبرد، مختار بیشتر به منافع شخصی خودش میاندیشد، عبدالله تلاش میکند میان مردم و پلیس واسطه باشد؛ مرگ برادر کوچکتر است که همه را در یک نقطهی مشترک جمع کرده است، برادری که مرگش را هیچوقت مستقیماً نمیبینیم اما همه برای او میجنگند، فیلم «آتنا» از غیاب او پرداخته شده است.
گاوراس در تلاش است جامعهای را نشان دهد که حتی در لحظهی بحران هم یکدست نیستند، اما فرصت چندانی پیدا نمیکند که در شخصیتها عمیق شود و بیشتر آنها را در حال دویدن میبینیم.
فیلم برای اینکه بفهمیم این مرگ برای آدمهای مختلف چه معنایی دارد، زمان زیادی صرف نمیکند و ما را خیلی زود وارد میدان جنگ میکند؛ این وضعیت از نظر ریتم قابل دفاع است اما از نظر شخصیتپردازی هزینه دارد، شخصیتها به اندازهی موقعیتهایی که قرار گرفتهاند فرصت رشد ندارند؛ آتنا در این بخش عقبتر از فرم خودش حرکت میکند.
گاوراس خشم را تبدیل به تصویر بسیار قدرتمندی میکند؛ آتش، درگیری، جنگ آنقدر دقیق و زیبا طراحی شده اند که انگار تبدیل به یک منظره شده اند تا شورش، آتنا یک تصویر را با شدت کامل تصویر میکشد، و همین مسئله نمیگذارد به سادگی «آتنا» را از ذهن بیرون کرد.
«آتنا » تماشاگر را از حاشیهی امن بیرون میکشد و به دل آشوب میبرد؛ نمایش خیرهکنندهی افتتاحیهی فیلم از برجستهترین سکانسهای فیلم است، و آیا در ادامه گاوراس موفق میشود درام فیلم را به همین قدرت پیش ببرد؟!
تصویر در این فیلم به نوعی خودش موضوعیت پیدا میکند، مقاومت دیگر تنها در میدان نبرد اتفاق نمیافتد، در تلفن، تصویر خبری، شبکه اجتماعی هم رخ میدهد، تصویر همزمان میتواند بخشی از واقعیت را ثبت یا تحریف کند؛ فیلم از همین نقطه استفاده میکند، حقیقت مرگ ادیر، انگیزهی شورش، و حتی نیروهایی که پشتش هستند را به تدریج در ابهام قرار میدهد.
ساختار روایت، گریزی به تراژدیهای یونانی هم دارد، از عنوان که فقط اسم یک محله نیست بلکه به تدریج موجودیت پیدا میکند؛ «آتنا» موجود زندهای میشود که زخمی شده و دارد واکنش نشان میدهد تا خانوادهای که وارد چرخهی تصمیمهای برگشت ناپدیر میشوند.
در« آتنا» مقاومت پیش از آنکه به یک روایت بدل شود، به تصویر تبدیل میشود، «آتنا» یک اثر کلاسیک قهرمان محور دربارهی مقاومت نیست، قهرمان مشخصی ندارد، پیروزی روشنی هم ندارد؛ و شاید تراژدی اصلی فیلم همین است؛ زمانی که مقاومت از هدف جدا، و از افق تهی شد، وقتی فقط خشم باقی مانده است، مرز بین ایستادگی و ویرانگری از بین میرود.
سینمای مقاومت به انسان ایستاده علاقه دارد، «آتنا» به انسان محاصره شده، از همینجا میتوان فاصلهی آتنا با بخش مهمی از سینمای مقاومت را فهمید، همین تفاوت،« آتنا» را به اثری قابل بحث تبدیل میکند، فیلم بیش از اینکه دربارهی مقاومت باشد دربارهی زمانی است که مقاومت از معنا خالی میشود،
اما سوال اصلی این است، وقتی دیگر نمیدانی، دقیقاً برای چه چیز میجنگی، آیا هنوز در حال مقاومت هستی؟
1
100%
81 بازدید
