3 min read
7
نقد بررسی فیلم سیسو ساختهی یالماری هلاندر
#هنر مقاومت#گفتمان مقاومت#جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت

فیلم سیسو
کارگردان: یالماری هلاندر
نویسنده: حامد چگینی
فیلم سیسو به کارگردانی یالماری هلاندر، در نگاه نخست یک فیلم اکشن–اکسپلویتیشن (Exploitation) خشن و نئو-وسترن است که آشکارا از آثاری چون Mad Max: Fury Road، Inglourious Basterds و John Wick وام گرفته است. اما اگر از لنز سینمای مقاومت به آن بنگریم، اثر لایههای تماتیک و زیباییشناختی قابل تاملی فراتر از یک اکشن سرگرمکننده آشکار میکند:
در سینمای مقاومت کلاسیک، قهرمان معمولاً نماینده یک آرمان جمعی، یک ایدئولوژی رسمی یا ملت است. اما قهرمان این فیلم تقریباً در طول فیلم حرف نمیزند. سکوت او نفی هرگونه گفتمان ایدئولوژیک یا شعار میهنپرستانه است. انگیزه اولیه او نجات جهان، شکست فاشیسم یا پیروزی متفقین نیست؛ او فقط میخواهد طلاهایی را که با عرق جبین از دل خاک بیرون کشیده به بانک برساند.
این پیوند تن و زمین، مقاومت را از یک ساحت انتزاعی به یک حق بدوی زیستن و تصاحب دسترنج تقلیل میدهد .اما رخداد مقاومت زمانی فعال میشود که فاشیسم روبهزوال (نازیها در سیاست زمین سوخته ) به این زیست جهان حداقلی تجاوز میکند. مقاومت در اینجا نه انتخابی از سر آرمانخواهی، بلکه پاسخی فیزیولوژیک و ناگزیر به حذف مطلق است. در سکانسهای بخیهزدن زخمها با سیم، آویزان شدن از باک هواپیما با چنگک، یا نفس کشیدن زیر آب از گلوی بریدهی سرباز نازی؛ خشونت فیلم اگرچه فانتزی و اگزجره است، اما روی گوشت، خون، خاک و آهن تاکید دارد. مقاومت در اینجا نه یک حماسه شیک؛ بلکه به شدت کثیف، احشایی و دردناک است.در این فیلم سربازان اساس میدانند که جنگ را باختهاند و هیتلر رو به سقوط است. خشونت آنها ناشی از ایمان فاشیستی نیست، بلکه حاصل نیهیلیسمی انحطاطی است (تلاش برای غارت طلا و فرار). در مقابل، آتامی تجسم «نیهیلیسم فعال» است که هیچ ترسی از نابودی ندارد چون پیشتر همهچیزش من جمله خانواده را از دست داده است.
سکانسی که زنان فنلاندی اسیر اسلحه برمیدارند و تانک نازیها را تصاحب میکنند، لحظه پیوند مقاومت فردی آتامی به مقاومت جمعی است. این رهایی حاصل موعظه نیست، بلکه حاصل سرایت مستقیم رخداد خشونت رهاییبخش است که ساختار سرکوب را در هم میشکند.در پایان آتامی وارد بانکی در هلسینکی ویرانشده میشود، کیسههای خونین و گلآلود طلا را روی میز میریزد و میگوید: اسکناس به من بدهید… سنگین است و حملش سخت.این صحنه نوعی اسطورهزدایی نهایی از روایتهای قهرمانی است. جنگ پایان یافته، شهر ویران شده، فاشیسم درهمشکسته و سوژه مقاومت بیآنکه ادعای پاداش معنوی یا جایگاه نمادین داشته باشد، صرفاً دسترنج ماتریالیستی خود را نقد میکند.این مواجهه، یادآور این است که مقاومت در این فیلم در نهایت برای حفظ امر واقع زندگی بوده است، نه تبدیل شدن به مجسمهای در میدان شهر.Sisu در بافت سینمای مقاومت، مانیفستی علیه مقاومت شیک و سازشکارانه است. این فیلم مقاومت را به غریزیترین، خشنترین و عینیترین فرم آن برمیگرداند: پافشاری لجاجتآمیز تن تنها در برابر ماشین جنگی و نمایشی از اینکه وقتی تمام دلایل برای تسلیم شدن مهیاست، تنها چیزی که باقی میماند، امتناع مطلق از مرگ است.
1
100%
7 views
